شنبه, ۰۳ اسفند ۱۳۹۸

قهر مامای تولد جامعه نوینی است.

قهر خامنه ای، سپاه پاسداران، حراست، امنیت و لباس شخصی‌هایش ارتجاعی و در خدمت سرمایه داری حاکم وجنایتکار، بر دل مردم ایران از فارس ‌،آذری، کرد،عرب، بلوچ و ترکمن در سراسر ایران چنان داغی گذاشت که تنها با براندازی رژیم جمهوری اسلامی می‌توان جبران کرد. مردم سال‌های طولانی با مهربانی راهنمایی کردند، راه مسالمت را در پیش گرفتنند، خواست‌های خود را در سطوح مختلف از انجمن‌های

خانه و مدرسه گرفته تا جلسات کوچکتر زمزمه کردند. اما رژیم جمهوری اسلامی گوش شنوا نداشت، کارگران اعتراض مسالمت آمیزشان با زندان و شلاق در میدان‌های عمومی همراه شد، زنانی که علیه فرمان حجاب اجباری برخاستند سرکوب شدند، پیشروان معلمانی را که برای حقوقشان اقدام نمودند، بعنوان اخلال گر به زندان انداختند.  شورای انتصابی برای انتخابات درست کردند، رای قلابی به صندوق‌ها ریختند و حق شهروندی را از آنها گرفتند، خامنه‌ای احمدی نژاد را تحمیل کرد و اعتراض مسالمت آمیز  چند میلیونی مردم را در سال 88 به خاک وخون کشید، بازهم سرکوب و زندانی و شکنجه ادامه یافت و حاکمان راهی جز قیام برای مردم نگذاشتند. دیماه نود شش چون خشم توده‌های زحتکشان در عرض چند روز در بیش از صد وچهل شهر آتش فشانی بیرون جهید و باردیگر قشون سرکوبگر سرمایه‌داری به میدان آمد، کشت ،دستگیر کرد، شکنچه داد و نفس‌ها را بار دیگر در سینه ها موقتا خفه کرد. دیری نپائید آبان نود هشت همه جانبه‌تر‌، عمیق‌تر از جنبش‌های قبلی این بار  از پائین‌ترین اقشار جامعه در 700 شهرو شهرک برخاستند ، که بازهم با سرکوب شدید لشگر ضد مردمی سرمایه‌داری رو برو شدند. چهل سال تاریخ جمهوری اسلامی نشان داد که  یکی از خونخوارترین حکومت هایی است که سزمین ایران در تاریخ طولانی‌اش به خود دیده است و در عین حال یک درس سترک تاریخی را که کمونیست ها بدان واقف بودند وهستند بار دیگر به اثبات رساند. صاحبان زر و مال، طبقات حاکم پس از کسب قدرت سیاسی چنان ماشین جنگی ای برای حفظ قدرت بوجود می آورند که تنها با بکاربردن قهر توده ایست که می توان آنهارا به زیر کشید.در بربر قهر ارتجاعی راهی نیست جز بکار برد قهر انقلابی.

قهر انقلابی ازخشم ستمدیدگان، هیچ بودگان و در دوران تاریخی کنونی کارگران و زحمتکشان علیه جباران حاکم هنگامی که آنها دست به سرکوب می زنند درتاریخ طولانی هزاران ساله‌ی سرزمین ما به کرات اتفاق افتاده است. مقاومت اخیر استثنا نیست و ادامه‌اش بی شک تا پیروزی نهایی مردم ادامه خواهد داشت. در آبان ماه نود هشت در شرایط بسیار ناهنجار و فقر توده‌های مردم، بار دیگر هنگامی که به ناگاه قیمت بنزین را سه برابر کردند، مردم در سراسر ایران دست به اعتراض مسالمت آمیز زدند. دیکتاتور بزرگ به قبایش برخورد دستور سرکوب "اشرار" را صادر کرد. این بار نه خاتمی، موسوی کروبی بودند که آب رو آتش پاشند و نظام را نجات دهند، نه مانند دیماه 96  که قیام کنندگان  در صفوفشان از اقشار متوسط جامعه بود که هم خدا را می خواستند و هم خرما را. آبان ماه مقاومتی بود از پایین‌ترین و فرودست‌ترین اقشار جامعه که کارد به استخوانشان رسیده و دیگر راهی جز انقلاب کردن را در پیش ندارند. آنها چون آتش فشانی که از قعر زمین سر به بیرون می کش د، مقاومت خود را نشان داد. خیزش بیش از صد و چهل شهر ایران در دیماه نود و شش مقاومت خونینی است که برای همیشه راه مسالمت آمیز تغییر را  بست. جنگ طبقاتی ادامه سیاست‌های طبقاتی با و سایل جنگی است و هنگامی رخ می دهد که  راه حل‌های مسالمت آمیز توسط حاکمان سد شده است. رژیم جمهوری اسلامی در این چهل سال سلطه یکی از ثروتمند ترین سرزمین منطقه را از هر لحاظ – ذخیره کان ها ومواد خام، با جمعیتی کاری و جوان تا حد بالای بیست میلیون در منطقه‌ای مرکزی میان شمال و جنوب و شرق و غرب با تمدنی دیر پایه از همزیستی هزارساله میان ملیت‌ها وقوم‌ها با عادات و زبان  ورسومات خود، به لبه پرتگاه نابودی سوق داده است. گرسنگی غوغا می‌کند، کودکان کار، فحشا و بی خانمانی همه جا گیرشده است. در برابر دیکتاتوری حاکم هیچ راهی جز خیزش توده‌ای باقی نمانده است. قیام آبان آغاز انقلابی است از پائین، از فرودستان و پابرهنگان جامعه که دیگر نمی توانند قدرت ستمکار و استثمارگر سرمایه‌داری حاکم را تحمل کنند. این جنبش آغازش را در خیزش زنان اولین اعتراض توده‌ای اسفند 57 دارد که در برا بر فرمان حجاب خمینی دجال و خدعه گرنه گفتند و اورا مجبور به عقب نشتی موقتی کردند، دارد و خیزش زنان سنگ بنایی شد برای  جنبش نوین مردم ایران برای ادامه مقاومت آنها در این سال های طولانی  و به درستی در تاریخ پر افتخار زنان ترقیخواه وچپ ایران ثبت است و باور کردنی نیست که در ادامه‌اش مجبور شد از مسیر سخت، طولانی و پر پیچ و خمی بگذرد، اول پیشقروان و بهترین فرزندانش در دهه شصت به میدان فرستد و در نبرد‌های نابرابر سنگر به سنگر از اهواز تا سنندج، ترکمان صحرا تا آمل و قشقائی،همه جا در شهر و روستاها بایستند و مهر مقاومت تا آخر را  به درفش سرخ گلگون شده‌ی آزادی و برابری بکوبند. بی شک رستاخیز آبان ادامه همین مقاومت‌ها در شرایط درماندگی کامل رژیم جمهوری اسلامی است.

 دستاورد‌های این قیام بسیار است اما  بزرگترین آن  در عمل بی حیثیت کردن خامنه‌ای و سه قدرت سلطه‌گر دست نشانده اوست.همانطور که در سال پنجا ه و هفت توده ها با   اقداماتشان شاه را به حیرت در آوردند و دیری نکشید که فراری شد خیزش آبان نظام فرومانده را از بنیاد به لرزه در آورد. تنها تفاوت خنده آورش شاید در این باشد که شاه در آخر عمرش از دوازده امام بیشتر به امام حسن بیمار تمایل داشت و خامنه‌ای بنظر می رسد چون حلقه به حلقه در محاصره قرار دارد و راه فرار به خارج را هم به روی خود بسته میبیند، حسینی است و مشیت الهی را در این میبیند که همانند کیشش کاتولیک بنیان گذار حزب الله که در میدان فلورانس سوزاندند، بجای ویلان شدن در سراسر دنیا در جماران بسوزانند و برای درس عبرت به حاکمان جبار آینده مجسمه‌اش را به نمایش گذارند. همه شواهد و رجز خوانی‌هایش نشان میدهد قصد دارد آخرین روزهای زندگی‌اش را بازهم بیشتر با خون مردم ایران رنگین سازد. شاه با تاریخ باستانی شاهنشاهی ایران ادعای قدرت بزرگ منطقه‌ای را کرد و امروز خامنه‌ای شیعه‌گری را بهانه کرده، خود را رهبر مسلمانان جهان می‌نامد. هر دو آنها لبریز از جنون قدرت  اولی 32 سال و دومی هم کمی بیشتر سرمایه داری را با زور سرنیزه بر گرده کارگران میلیونی کار ارزان گسترش دادند و تلاش کردند ابدیت به سلسله خود ابدیت بخشند.اولی رضا را ولیعهد نامید واین دیگر مجتبا را جانشین خود میداند.

بسی خیال واهی. مرتجعان در تاریخ بزرگترین خیال پردازانند چون علیه پیشرفت تاریخ می‌ایستند و سرنوشتی جز شکست نهایی ندارند. سرنوشت پادشاهان و حاکمان ایران را  مردم در چند کلمه ساده خلاصه کرده اند: " نه  نادر به جا ماند و نه نادری".

 اما انقلاب کنندگان ایران تاریخ چندین هزار ساله در پشت سر دارند، نواده‌های بردگانی هستند که هزاران سال پیش خشایار شاه به زور شمشیر و شلاق تخت امپراطوری را تا در دوازه‌های آتن را بر پشت‌شان حمل کرد. رعایایی هستند که در دوران رعیتی  شیره جانشان را مالکان میکیدند و بدون هیج حقوق اجتماعی آنها را به چرخ های جنگی لشگر کشی هایشان بستند. همه جا وهمه قرن‌ها خرافات و دین را قشر مفتخور روحانیت چون افیون برای مطیع کردن آنها در خدمت صاحبان قدرت بکار بردند.

ر.

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی