یکشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۸

کشور پهناور چین جهان را به لرزه در خواهد آورد.

توضیح هیئت تحریریه : برخی از مواضعی که در این ترجمه آمده است با نظرات حزب رنجبران همخوانی ندارد ولی بعلت اینکه این مقاله دارای اطلاعات مشخصی برای پژوهش گران  راجع به رشد سرمایه داری در چین است، در نشریه رنجبر انتشار می یابد

کشور پهناور چین جهان را به لرزه در خواهد آورد: در مورد کشاورزان و هوش مصنوعی

 توسط مارک وندپیت و نگ ساووتوجی، تحقیقات جهانی ،  ۱۱ اکتبر ۲۰۱۹  

aBy Marc Vandepitte and Ng Sauw Tjhoi

برای نخستین بار در تاریخ اخیر، یک کشور فقیر و توسعه نیافته با سرعتی غیر قابل تصور تبدیل به یک ابر قدرت اقتصادی شده که از هر نظر تأثیر عمده ای بر امور جهانی دارد. چگونه این جهش عظیم به واقعیت پیوسته است؟ این جهش برای بقیه جهان چه معنی ای دارد؟ باید به گذشته ۷۰ سال انقلاب های چین نظر دقیق انداخت.

بازگشت به نقشه جهان

قرن ها است که چین جذابیت فرهنگی خود را به نمایش میگذارد و به همراه هند بازیگر پیشرو در صحنه جهانی بودند. پس از یک قرن استعمار، تجاوز، تحقیر و جنگ های داخلی، مائوتسه دو در سال 1949 کشور خود را در نقشه جهانی بازگردند. چینی ها عزت خود را بدست آوردند.

این آغاز " مسابقه ماراتن توسعه با سرعت بسیار زیاد" بود که روابط جهانی را تکان می دهد. همانطور که ناپلئوم بناپارت پیش از این پیش بینی کرده بود: « چین غولی ست که فعلا در خواب است، وقتی بیدار شود، تمام جهان به لرزه درخواهد آمد ».

معجزه اقتصادی

در زمان تأسیس جمهوری خلق چین در سال 1949، این کشور یکی از فقیر ترین و عقب افتاده ترین کشور در جهان بود. اکثریت قریب به اتفاق چینی ها در کشاورزی (غالباً بدوی) اشتغال داشتند. تولید ناخالص داخلی سرانه نیمی از آفریقا و یک ششم آمریکا لاتین بود. برای اینکه فرصتی برای آرمانهای انقلابی برابری در یک محیط جهانی بسیار خصمانه فراهم شود، دستیابی به رشد سریع اقتصادی و فن آوری ضروری بود. این قرار شد طی ۷۰ سال آینده از طریق یک روند آزمایش و خطا انجام گیرد.

پس از یک دوره بسیار درون گرا و آشفته در دوران مائوتسه دون – که در آن یک رشته عملیات گسترده بحث برانگیزی مانند « جهش بزرگ به جلو » و « انقلاب فرهنگی » آغاز شد – تنگ سیاپینگ مشعل را در سال ۱۹۷۸ به دست گرفت. تقریبا بلافاصله اما با احتیاط او رفرم های اقتصادی را شروع کرد و روابط با بسیاری از کشورها از جمله ایالات متحده را بطور قابل ملاحظه ای برقرار کرد.

در مقایسه با اروپای غربی، صنعتی شدن چین با جمعیتی بیش از پنج برابر چهار برابر سریع تر انجام گرفت. (۱ ) هفتاد سال قبل، اقتصاد چین در سطح جهانی ناچیز بود. در سال ۲۰۱۴ چینی ها به عنوان بزرگترین اقتصاد (از نظر حجم) از ایالات متحده پیشی گرفتند و هم چنین به بزرگترین کشور صادر کننده در جهان تبدیل شدند. امروز ۳۵ شهر در چین با تولید ناخالص داخلی برابر با کشورهایی مانند نروژ، سوئیس یا آنگولا وجود دارد. در همین حال، تولید ناخالص داخلی چین از تولید ناخالص داخلی ترکیبی از ۱۵۴ کشور بزرگتر شده است. مقدار تولید سیمان های چین بین سالهای ۲۰۱۱ – ۲۰۱۲ ، بیشتر از کل تولید سیمان های ایالات متحده در تمام طول قرن بیستم بود. این کشور تعداد ده فرودگاه جدید در هر سال ساخته و دارای گسترده ترین شبکه جهانی بزرگ راه ها و خطوط قطار با سرعت های بالا را دارد. در حال حاضر، این کشور به همان میزان سال ۱۹۷۸ را در شش ساعت صادر میکند.

جهش تکنولوژی به جلو

چین تنها از نظر تکامل کمی تعجب آور نیست. از نظر کیفیت، هم چنین اقتصاد چین نیز جهش های بزرگی را به جلو انجام داده است که توسعه فن آوری آن نمونه اصلی ست. میلیونها مهندس، دانشمند و تکنسین از دانشگاه های چین در دهه های اخیر فارغ التحصیل شده اند. تا همین اواخر، چین به عنوان یک تقلید کننده فن آوری دیده میشد. امروز، چین یک مبتکر برجسته است. در حال حاضر چین سریع ترین فوق کامپیوتر را در اختیار دارد و اکنون در حال ساخت پیشرفته ترین مرکز تحقیقاتی جهان برای توسعه حتی کامپیوترهای کووانتومی سریع تر است. در سالهای اخیر این کشور در زمینه موشک های ما وراء الصوت، آزمایش پردازش ژن های انسانی، ماهواره های کووانتومی و شاید مهم تر از همه: در زمینه همش مصنوعی به نتایج چشم گیری رسیده است. پروژه ساخت چین در سال ۲۰۲۵ با هدف تقویت این نو آوری در فن آوری در بخش های حیاتی اقتصادی و اجتماعی ست.

آیا چین بخشی از پیشرفت تکنولوژی خود را مدیون سرقت مالکیت عقلانی (معنوی) ست؟ بدون شک، مانند کشورهایی مثل برزیل، هند و مکزیک نیز این گونه است. در گذشته نیز ایالات متحده تنها به لطف سرقت در مقیاس وسیع فن آوری از انگلیس و اروپا تنها توانسته است رشد اقتصادی خود را در سطح ابرقدرت توسعه دهد. همانطور که اقتصاد دان میگوید: « انتقال دانش از کشورهای ثروتمند به کشورهای فقیر تر با قلّاب یا کلاه برداری، بخشی جدا ناپذیر در توسعه اقتصادی ست. »

دستورالعمل

موفقیت مدرنیزه شده چین با حد اکثر سرعت بر پایه ارکان مختلفی استوار است:

۱ – بخشهای کلیدی اقتصاد در دست دولت است که اکثر بخشهای دیگر را نیز بطور غیر مستقیم کنترل میکند، از جمله با حظور کنترل کننده حزب کمونیست در اکثر شرکتهای متوسط و بزرگ.

۲ – بخش مالی تحت کنترل دقیق دولت است.

۳ – اقتصاد برنامه ریزی شده است، نه در کلیه جزئیات بلکه بطور کلی، هم در کوتاه مدت و هم در دراز مدت.

۴ -  در یک مکانیسم مناسب بازار که بصورت پویا در حوزه های مختلف اقتصادی توسعه یافته است، ابتکارات خصوصی (بسیار زیادی) وجود دارد. مکانیسم بازار تا زمانی در اهداف اقتصادی و اجتماعی (از برنامه ریزی کلی) دخالت نکند، تحمل می شود.

۵ – در مقایسه با سایر کشورهای درحال ظهور، میزان باز بود سرمایه گذاری خارجی و تجارت خارجی بسیار زیاد است، مشروط بر اینکه با اهداف اقتصادی جهانی چین مطابقت داشته باشد.

۶ – تلاش زیادی برای توسعه زیر ساخت ها و تحقیقات و توسعه انجام می شود.

۷ – دستمزد ها تا حد زیادی از افزایش بهره وری پیروی می کنند، که یک بازار داخلی بزرگ و پویا ایجاد کرده است.

۸ – مبلغ نسبتاً زیادی در آموزش، مراقبتهای بهداشتی و تأمین اجتماعی سرمایه گذاری می شود.

۹ – کشور برای ده ها سال از صلح برخوردار بوده است و سطح نسبتا بالایی از صلح اجتماعی در محیط کار وجود دارد.

توزیع زمین های کشاورزی به کشاورزان در ابتدای انقلاب و سیستم ثبت نام خانوار های شخصی (هوکو) باعث شده است که از تپیکال هرج و مرج معمولی که اکثراً در کشورهای جهان سومی اتفاق می افتد و در نتیجه کارهای غیر رسمی و غیر مولد صورت می گیرد، جلوگیری شود.

برخلاف اتحاد جماهیر شوروی، چین در گیر رقابت تسلیحاتی بسیار گران قیمت با ایالات متحده نشده است.

این رویکرد با دستور العمل کشورهای سرمایه داری که سرمایه مالی و چند ملیتی در آن مسئول هستند، در تضاد است، جائیکه سود کوتاه مدت هدف اصلی ست و جائیکه دولت ها در حذف کسری بودجه از طریق پس انداز تثبیت شده اند. روشی بسیار جالب توجه برای بحران مالی (۲۰۰۸ ) برای کشوری مثل چین بسیار معمولی ست. دولت چین یک برنامه محرک ۱۲.۵٪ تولید ناخالص داخلی را اجرا کرد که احتمالا بزرگترین برنامه زمان صلح تا کنون است. اقتصاد چین اندکی افت کرد، اما پس از آن با سرعت رشد کرد، در حالیکه اقتصاد اروپا طی ده سال در حال پس و پیش رفتن و بالا و پائین رفتن است.

مدل رشد جدید

با توجه به تغییراتی سریع در بازار کار داخلی، دستمزد ها و بازار های خارجی، دولت چین مدل رشد متفاوتی را ایجاد کرد. وقتی رئیس جمهور شی جینپینگ در سال ۲۰۱۲ مسئولیت خود را بدست آورد، اظهار داشت که « رشد به خاطر رشد » دیگر نباید هدف باشد. مدل قدیمی مبتنی بر صادرات و سرمایه گذاری در صنایع سنگین، ساخت و ساز و صنعت تولید بود. در مدل جدید، نیروی محرکه مصرف انبوه (بازار داخلی)، بخش خدمات و فعالیتهای با ارزش افزوده بالاتر با بالا رفتن از نردبان تکنولوژی ست. این تحول نشان دهنده انعطاف پذیری است که رهبری چین سیاستهای اقتصادی را در آن اجرا می کند. این دوازدهمین رکن دستور العمل چینی ست. این انعطاف پذیری روشی ست که اتحاد جماهیر شوروی در دوره بعدی خود با این چالش ها روبرو بوده است.

آیا اکنون این رشد موفقیت آمیز می تواند برای مدتی ادامه یابد؟ بدون تردید اقتصاد این کشور با سطح بالایی از بدهی، بانک های سایه دار، سرمایه گذاری بیش از حد در زیر ساخت ها، حباب املاک و مستغلات، افزایش جمعیت، جنگ تجاری فزاینده با ایالات متحده و غیره دست و پنجه نرم می کند. با این وجود، اکثر ناظران چین را به عنوان اقتصاد مقاومتی می دانند و تجزیه و تحلیل هایی نشان می دهد که هنوز فضای قابل توجه ای برای خطا و کمبودها وجود دارد و فضای زیادی برای رشد با سرعت سریع برای مدت طولانی وجود دارد.

کاهش فقر در چین بی سابقه ترین و بزرگترین در تاریخ جهان است

در سال ۱۹۴۹ ، در آغاز انقلاب چین، حد متوسط عمر ۳۵ سال بود. ۳۰ سال پس از آن به دو برابر یعنی ۶۸ سال رسید. (2 ) امروز حد متوسط عمر چینی ها به ۷۶ سال رسیده است. مرگ و میر نوزادان به نسبت قابل ملاحظه ای بهبود یافته است. به عنوان مثال، اگر هند همان مراقبت های پزشکی و پشتیبانی اجتماعی را به شهروندان خود ارائه میداد همانطور که چین انجام می دهد، هر سال ۸۳۰ هزار کورک کمتر در هند می میرند. (۳ )

بین سالهای ۱۹۷۸ و ۲۰۱۸ چین موفق شد تعداد رکورد شکنی را از فقر نجات دهد: ۷۷۰ میلیون نفر. این میزان برابر است با کل جمعیت جنوب صحرای آفریقا در آن دوره نام برده. با سرعت فعلی، فقر منتها درجه تا سال ۲۰۲۰ کاملا ریشه کن خواهد شد. به گفته رابرت زو لیک، رئیس سابق بانک جهانی، این « مطمئنا بزرگترین جهش برای غلبه بر فقر در جهان است. تلاش های چین به تنهایی تضمین کرده است که اهداف توسعه هزاره جهان در مورد کاهش فقر برآورده می شود. ما و کل جهان چیزهای زیادی برای آموختن از این داریم. »b

در حالیکه دستمزد ها در بسیاری از کشورها در حال رکود یا نزول هستند، اما طی یک دهه گذشته دستمزد ها در چین ۳ برابر شده است. پانزده سال پیش، شرکتهای چند ملیتی غربی به دلیل دستمزدهای پائین به سمت چین هجوم آوردند. حرکت معکوس اکنون در حال دست به دست شدن است. حد متوسط دستمزد ها در صنایع چین در حال حاضر تنها ٪۲۰ از پرتقال کمتر است. کشورهایی مانند بلغارستان، مقدونیه، رومانی، مالداوی، اوکراین در سال ۲۰۱۳ حد اقل دستمزد کمتری نسبت به چین داشتند.

کم بودهای قابل توجه چین

این روایت موفقیت آمیز هم چنین دارای اشکالاتی ست. افزایش سریع در تولید، در صنایع و خدمات، در مقایسه با کشاورزی، باعث ایجاد شکاف بزرگ بین مناطق شهری و روستائی، بین مناطق فقیر نشین و استانهای ساحلی شرقی غنی تر شده است. سیستم موکد هوکو (ثبت نام محل اقامت فردی، وضعیت اجتماعی را تعیین می کند) باعث می شود گروه عظیمی (از ۱۰۰ ها میلیون نفر) از « مهاجران داخلی » که از حقوق اجتماعی کم تری برخوردار هستند، اغلب مورد تبعیض قرار می گیرند. سیاست تک فرزندی (از سال ۱۹۷۸ ) - جدا از ویژگی الزام آور آن منجر به سقط های انتخابی متعدد و مازاد مردان بیش از ۳۰ میلیون شده است.

دمکراسی: نیروی مصرف شده و محصول یا بازده

سیستم سیاسی غربی معمولا خود را بر تر میداند بطوریکه خود را تنها الگوی معتبر به حساب می آورد. این بینش تاریخی نشان نمی دهد که می دانیم تقریبا تمام رژیم های فاشیستی در رحم دمکراسی پارلمانی غربی متولد شدند. یک ناظر بی طرف نیز مشاهده خواهد کرد که دمکراسی غربی عمدتا به منافع یک درصدی ها کمک می کند. این فاقد یک دید طولانی مدت و یک سیاست مؤثر برای مقابله با مشکلات اجتماعی و محیط زیستی ست. و اینکه این زمینه را برای چهره های فریبنده، غیر قابل پیش بینی و خطرناک مانند تارمپ، جانسون، بولسونارو و دوترته فراهم کرده است.

وقتی صحبت از دمکراسی می شود، تأکید در غرب بر جنبه درونی ست، در این سئوال که تصمیم گیری چگونه و از طریق چه کسی صورت می گیرد. روش های انتخاب رهبری سیاسی چیست و آیا اراده یا خواست شهروندان توسط نمایندگان منتخب ابراز می شود؟ انتخابات مهم ترین عنصر در این امر است.

برنامه ریزی می تواند این سیاره را نجات دهد: چین انرژی تجدید پذیر را انتخاب می کند

در چین، تأکید بر جنبه برونداد یا بازده است، یعنی در مورد پی آمدهای تصمیم: آیا تصمیم موفقیت آمیز است و چه کسی سود می برد؟ نتیجه مهم است، حاکمیت خوب و منصفانه مهم ترین ملاک است. (۴) از این نظر، چینی ها اهمیت بیشتری به کیفیت سیاستمداران خود می دهند تا رویه های انتخاب رهبررانشان.

تصمیم گیری های سیاسی با ویژگی های چینی

به گفته دانیل بل، کارشناس الگوی چینی، نظام سیاسی چین ترکیبی از دولت شایسته یا افرادی که براساس توانایی اشان انتخاب شده اند در بالا، دمکراسی در پایه و فضا برای آزمایش در سطوح میانجی (مداخله کننده) است. رهبران سیاسی براساس شایستگی های خود انتخاب می شوند و قبل از ارتقاء پیدا کردن به صدر، روند سخت آموزش، ممارست و ارزیابی را طی می کنند. انتخابات مستقیمی در سطح شهرداری ها و کنگره های استانی حزب برگزار می شود. نوآوری هی سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی ابتدا در مقیاس کوچک تر (چند شهر یا استان) مورد آزمایش قرار می گیرند و پس از ارزیابی دقیق و تعدیل در مقیاس بزرگ ارائه داده می شود. (۵ ) به گفته دانیل بل، این ترکیب « به بهترین فرمول برای اداره یک کشور بزرگ » نزدیک می شود.

علاوه براین، دولت مرکزی نظر سنجی را بطور بسیار منظم سازماندهی می کند یعنی عمل کرد دولت در زمینه های تأمین اجتماعی، بهداشت عمومی، اشتغال و محیط زیست را ارزیابی می کند. محبوبیت رهبران محلی نیز موضوع بررسی ها است. بر این اساس، سیاست ها اغلب تعدیل می شوند.

سیستم تصمیم گیری چینی ارزش خود را ثابت کرده است. فرانسیس فوکویاما، که به سختی می توان او را همدرد چپ یا چینی شناخت.

وی گفت: « مهم ترین قدرت سیستم سیاسی چین توانایی آن در تصمیم گیری های بزرگ، پیچیده و با سرعت و حد اقل در سیاست گذاری اقتصادی نسبتا مناسب آنهاست. چین با سرعت خود را وفق می دهد، تصمیم گیریهای مشکل می گیرد و آنها را بطور مؤثر اجرا می کند.»

به عنوان مثال، تنها در دو سال، چین سیستم بازنشستگی را به ۲۴۰ میلیون ساکن روستایی افزایش داده است، که از تعداد کل افرادی که تحت پوشش سیستم بازنشستگی ایلات متحده قرار دارند، به طرز چشم گیری فراتر می رود.

بنا براین جای تعجب نیست که دولت چین می تواند به حمایت زیادی از مردم اعتماد کند. حدود ٪۹۰ می گویند کشورشان در جهت صحیح پیش می رود. در اروپای غربی، این بین ۱۲ تا ۳۷ درصد (میانگین جهانی) ست.

حزب کمونیست

ستون فقرات مدل چینی حزب کمونیست است. با بیش از ۹۰ میلیون عضو، این بزرگترین سازمان سیاسی جهان است. این چنین ستون فقرات با نسبت های عظیم جمعیت این کشور نه تنها مفید و حتی لازم می باشد. چین به اندازه یک قاره است. این کشور ۱۷ برابر فرانسه است و ساکنان این کشور جمعا به اندازه اروپای غربی، اروپای شرقی، کشورهای عربی، روسیه و آسیای میانه می باشد. تفسیر این موضوع در شرایط اروپا بدان معنی ست که مصر یا قرقیزستان باید از بروکسل اداره شوند. با توجه به این تناسبات، تفاوت های زیاد بین مناطق و چالش های عظیم این کشور پیش بینی می شود، یک نیروی انسجام یافته قوی برای حفظ حاکمیت کشور لازم است که قادر به اجرای یک سیاست محکم و پابرجا باشد. به گفته اکونومیست:

« حاکمان چین معتقدند که این کشور بدون حاکمیت تک حزبی به محکمی یک امپراتور نمی تواند روی پایش بایستد. (و آنها ممکن است درست بگویند). »

این حزب افراد بسیار ماهر را جذب می کند. روند انتخاب برای ارتقاء رهبران سطح بالا عینی و سختگیرانه است. کیشور محبوبانی، کارشناس ارشد آسیا:

« به دور (بعید است) از یک سیستم دیکتاتوری دلخواه، حزب کمونیست چین ممکن است در ایجاد یک سیستم حاکمیتی قدرتمند و با دام، شکننده و آسیب پذیر نباشد. حتی قابل توجه تر و بر انگیزه تر، این سیستم حاکمیتی احتمالا بهترین مجموعه از رهبران چینی را بوجود آورده است. »

تقریبا سه چهارم جمعیت می گویند که از سیستم تک حزبی پشتیبانی می کنند.

روابط بین المللی

اقتصاد چین تا حد زیادی خود کفا بوده است. این کشور توانسته است بطور منزوی از دنیای خارج و جداگانه زندگی کند و غالبا چنین کرده است. حتی در اوج قدرت امپراتوری خود، چین فرهنگ خود را با روابط دیپلماتیک و اقتصادی گسترش داده و نه از طریق فتوحات نظامی. (۶ ) این شیوه سیاست خارجی در تاریخ اخیر نیز حفظ می شود. چین در تلاش برای جهانی چند قطبی ست که با برابری بین همه کشورها مشخص می شود. چین حاکمیت را به عنوان سنگ بنای نظم بیت المللی می داند و هر گونه دخالت در امور داخلی یک کشور دیگر را بهر دلیلی رد می کند. این اغلب چین را مورد ملامت قرار می دهد که عملکرد ش در مورد حقوق بشر در سایر کشورها بسیار اندک است. در هر صورت چین تنها عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل است که در 30 سال گذشته یک گلوله هم خارج از مرزهای خود خارج نکرده است.

جهانی سازی به سبک چینی

امروز، چین دیگر خود کفا نیست. با ٪۱۸ جمعیت جهان، تنها ٪۷ از زمین های زراعی قابل کشت جهان را دار است و تنها ٪۵ از نفت جهان را وارد می کند. علاوه براین، این کشور به مراتب کالاهای بیشتر از مصرف تولید می کند. به همین دلایل، چین امروز به بازار های جهانی بسیار وابسته است.

وابستگی چین به تجارت جهانی و « محاصره نظامی » این کشور توسط ایالات متحده (در زیر توجه کنید)، چین را وا داشته تا ابتکار عمل برای جاده ابریشم را انجام دهد. دو هزار سال قبل، در دوره سلسله هان، جاده ابریشم مشهور جهان، چین را از طریق اوراسیا به دریای مدیترانه وصل کرد. این پروژه نیز مانند مسیر تجاری تاریخی، امروز به شبکه گسترده ای از مسیر های دریایی و زمینی تبدیل شده است، که در سال ۲۰۱۳ تحت نام « یک کمر بند، یک جاده » راه اندازی شد.

در این میان، بیش از ۱۶۰۰ پروژه در کار ساخت و ساز و زیر ساخت ها، پروژه های حمل و نقل، هوایی و بنادر دیگر  اما هم چنین در ابتکارات مبادله فرهنگی درگیر هستند. صدها سرمایه گذاری، وام، توافق نامه تجارت و منطقه ای و ده ها منطقه ویژه اقتصادی با ارزش ۹۰۰ میلیارد دلار در ۷۲ کشور جهان گسترش یافته است که جمعیتی در حدود ۵ میلیارد نفر یا ٪۶۵ جمعیت جهان را تشکیل میدهد. پروژه « یک کمربند،  یک جاده » بزرگترین برنامه توسعه از زمان برنامه مارشال برای بازسازی پس از جنگ جهانی دوم در اروپاست.

مارتین جکس، « جاده ابریشم جدید » را جهانی سازی به سبک چینی توصیف می کند. ابتکار عمل « یک کمر بند، یک جاده) قویا یاد آور استراتژی بازرگانی هلند ۴۰۰ سال پیش است. استعمار انگلیس و فرانسه به معنی واقعی در جستجوی سرزمین های فتح شده بودند. آنها فتوحات نظامی را برای تسخیر و مطیع ساختن جوامع و بعد غارت ثروت های آنها ترتیب دادند. از سوی دیگر، آمستردام در تلاش بود تا یک « امپراتوری تجارت و اعتبار » را بدست آورد. این مربوط به قلمرو نبود بلکه در مورد تجارت بود. هلندی ها یک ناوگان غول بکر را ساختند، پست های معاملاتی را در مسیر های اصلی نسب کردند و سپس تلاش کردند تا آنها را امن کنند. مانند هلندی ها در قرن هفدهم، چین در حال حاضر بزرگترین ناوگان بازرگانی را دارد. (۷ ) استراتفور، یک اطاق فکر معتبر می گوید: مناطق ویژه اقتصادی « پادگان های تجاری در جهان زنجیره ایست که برای چین این امکان را فراهم می کند که منابع خود را بدون سیاستهای کثیف و آشفته انقیاد استعمار، تأمین کند. »

مناسبات به سمت شمال و جنوب

رشد عظیم چین در قلب آسیا به عنوان یک کاتالیزور برای کل قاره عمل کرده است. مرکز ثقل اقتصادی جهان به سرعت در حال چرخش به سمت اقتصادهای فقیر نشین آسیا ست. هم چنین به طرز چشم گیری تقاضا برای مواد اولیه را افزایش می دهد و به نفع بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا ست.

صنعتی شده آسیای شرقی صفات و خصوصیات « غاز های پرنده » را نشان می دهد. با پیشرفت اقتصادی کشور دستمزد بالا می روند و کارهای تولیدی کمتر پیچیده به مناطق فقیر تر و هزینه های کار پائین تر انتقال می یابد. این نخستین بار در ژاپن، سپس در کره جنوبی و تایوان اتفاق افتاد و امروز این روند در چین در حال انجام است. به دلیل دستمزدهای بالاتر در چین، شرکتهای چینی اکنون تولیدات خود را به کشورهایی مانند ویتنام و بنگلادش، بلکه هم چنین بطور فزاینده ای به آفریقا منتقل می کنند. اگر این روند ادامه یابد، می تواند به ساخت یک پایگاه صنعتی در قاره آفریقا کمک کند.

مقابله با ایالات متحده

انقلابات سوسیالیستی در قلب سرمایه داری رخ نداد بلکه در ضعیف ترین زنجیره های آن، فقیر ترین و توسعه نیافته ترین کشورها رخ داد. سپس یک سیستم اجتماعی پیشرفته می بایست بر مبنای مادی ضعیف ساخته میشد، که باعث موانع و تضاد های بسیاری شده است. ۷۰ سال بعد آن وضعیت به شدت تغییر کرده است. پیشرفت عظیم فن آوری در چین و رشد چشمگیر اقتصادی آن، پایه های محکمی برای ساختن یک جامعه سوسیالیستی بوجود آورده است. البته، واشنگتن ابدا از این اتفاق خوشحال نیست. حتی بد تر از آن این واقعیت است که چین آمریکا را تهدید می کند چون از نظر اقتصادی در حال پیشی گرفتن است. این دو پدیده « جنگ سرد جدید » بین ایالات متحده و چین و تهدید « جنگ آتشین » را به جلو می برد.c

 در متن بودجه سال ۲۰۱۹ ، کنگره ایالات متحده اظهار داشت: « رقابت استراتژیک بلند مدت با چین اولویت اصلی ایالات متحده است ». این نه تنها در مورد جنبه های اقتصادی بلکه در مورد استراتژی کلی ست که باید در چندین جبهه انجام گیرد. هدف حفظ سلطه در سه حوزه است: فن آوری، صنایع آینده و تسلیحات.

ترامپ در حال بازگرداندن کامل روابط اقتصادی بین ایالات متحده و چین است. جنگ تجاری کنونی چشم گیر ترین آن است، اما این تنها حاشیه استراتژی بزرگتر است که شامل سرمایه گذاری، سرمایه گذاری چینی در ایلات متحده و سرمایه گذاری ایالات متحده در چین می باشد. در وهله اول بخش های استراتژیک با منظور مختل کردن پیشرفت تکنولوژی چین هدف می گیرند. از این نظر، بی اعتبار کردن شبکه ۵جی بسیار مهم است. تصادفی نیست که هواوی که در توسعه فن آوری ۵جی بسیار جلو تر است، به یک آماج یا هدف گیری اصلی تبدیل شود.d

دولت ترامپ هم چنین در تلاش است که این جنگ اقتصادی با چین را به کشورهای دیگر با داشتن بندهایی در توافق نامه های منعقد شده گسترش دهد یا به سادگی فشار بر آنها وارد آورد. هدف این است که نوعی « پرده آهنین اقتصادی » دور تا دور چین ایجاد کند.

استراتژی نظامی ایلات متحده 

استراتژی نظامی ایالات متحده به سمت چین دو مسیر دارد: مسابقه تسلیحاتی و محاصره این کشور. (۸ ) مسابقه تسلیحاتی در نوسان کامل است. ایالات متحده آمریکا سالانه ۶۵۰ میلیارد دلار برای اسلحه یا بیشتر از یک سوم کل جهان هزینه می کند. یعنی ۲.۶ برابر چین و ۱۱ برابر سرانه است. هم چنین سالانه ۱۵۰ میلیارد دلار برای تحقیقات نظامی هزینه می کند،  یعنی ۵ برابر چین. پنتاگون با اشتیاق زیاد بر روی نسل جدیدی از سلاح های بسیار پیشرفته، هواپیماهای بدون سرنشین و انواع ربات ها کار می کند که یک دشمن در آینده قادر به مقابله با آن نباشد. جنگ پیش گیرانه از این امر مستثنی نیست.e

مسیر دوم محاصره نظامی است. چین برای تجارت خارجی خود ۹۰ در صد به حمل و نقل دریایی نیاز دارد. بیش از ۸۰ درصد از تأمین نفت این کشور باید از تنگه مالاکه (در نزدیکی سنگاپور) عبور کند، جائیکه ایالات متحده آمریکا پایگاه نظامی دارد. واشنگتن می تواند به راحتی انتقال نفت به چین را قطع کند. در حال حاضر چین هیچ گونه دفاعی در مقابل آن ندارد. در اطراف یا پیرامون چین ایالات متحده بیش از ۳۰ پایگاه نظامی، امکانات یا مراکز آموزشی (به نقطه ها بر روی نقشه مراجعه شود) دارد. ۶۰ درصد کل ناوگان های آمریکا در این منطقه مستقر است. گفتن این که چین محاصره شده و تحت فشار قرار دارد اغراق نیست. شما نمی توانید تصور کنید چه اتفاقی میافتد اگر چین حتی یک تأسیسات نظامی نسب کند، چه رسد پایگاهی در نزدیکی ایالات متحده باشد.

در همین زمینه است که باید نظامی شدن جزایر کوچک در دریای جنوب چین و هم چنین ادعای آن در مورد بخش بزرگی از این منطقه دریائی را مشاهده کرد. کنترل مسیر های حمل و نقل که در طی آن انرژی و کالا های صنعتی آن حمل می شود برای پکن از اهمیت بسیار حیاتی برخوردار می باشد. درست در همین زمینه است که مسیر جدید ابریشم را باید دید.

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی