جمعه, ۲۲ آذر ۱۳۹۸

ستم دیدگان عراق چه می‌خواهند؟

کشور عراق به عنوان یک محدوده مشخص تحت حاکمیت یک قدرت سیاسی مشخص در اکتبر 1919 تأسیس شد. وسعت این کشور 437100  کیلومتر مربع و جمعیت آن در سال 2017 حدود 38  میلیون و 27 هزار نفر آمار گیری شده است. تولید ناخالص ملی عراق در سال 2019 ,  250,1 میلیارد دلار آمریکا تخمین زده می‌شود. این کشور دارای ذخائر زیر زمینی فراوانی است که کشورهای امپریالیستی برای بلعیدن‌اش دندان تیز کرده‌اند. تمام میادین نفتی عراق را 16 کنسرن‌

 بزرگ نفی کشورهای امپریالیستی و سرمایه‌داری  تصاحب کرده ‌اند و مبلغی جزئی به حکومت دست نشانده عراق پرداخت می‌کنند.

نگاهی دقیق‌تر آمار ابعاد این چپاول را روشنتر مینمایاند:

طبق قانون اساسی عراق ۱۷ میدان نفتی با ۴۰ میلیارد بشکه نفت ذخیره از کنترل دولت خارج و تحت کنترل مناطق قرار دارد. همین مسأله علاوه بر ایجاد یک قشر نازک فاسد میلیاردر در مناطق و آسان نمودن غارت منابع نفتی توسط کنسرن‌های بین‌المللی، مناطق مختلف را علیه هم برمیانگیزد. در مناطقی مثل منطقه بغداد و مرکز عراق نفت وجود ندارد. در نتیجه آن‌ها از سود ۱۷ میدان نفتی بی بهره‌اند. همین امر اگر تشدید شود می‌تواند عاملی در تقسیم آینده عراق کردد.

تا پیش از سرنگونی صدام (۲۰۰۳)، اقشار و طبقات ناراضی هر کدام با خصلت و تاکتیک‌های طبقاتی خود علیه این رژیم استبدادی در حال قیام بودند. تهدید آمریکا به گسیل نیروهای نظامی بدان کشور، اکثریت همین مردم را در یک رفراندم، به پشتیبانی از صدام واداشت. دولت آمریکا با دروغ‌های بیشرمانه، بسیاری از مناطق استراتژیک عراق را بمباران کرد و نیروی نظامی بدان سرزمین گسیل داشت و با یاری بخشی از همراهان بومی، صدام حسین را دستگیر و اعدام کرد و رژیم چنج خود را بر مبنای تمایلات مذهبی و ملی مستقر ساخت. این امر باعث گردید تا هویتی که جامعه طبقاتی به افرادش می‌دهد و همه آن‌ها را به یک کشور وصل می‌کند، تغییر نموده و به گرایشات مذهبی تبدیل گردد. من کارگر هستم و یا من معلم هستم و یا من عراقی هستم جایش را به من شیعه هستم و من سنی هستم داد. بدین ترتیب در مبارزه طبقاتی که می‌رفت تکامل و اوج یابد شدیدا خلل به وجود آمد. تضاد شیعه و سنی حاد شد و به خشونت گرائید. در سال ۲۰۰۶ اقدامات شدید سنی‌ها جهت جلوگیری از قدرت یابی شیعه در دولت، بغداد را به حمام خون تبدیل نمود. دقیقا در همین زمان در لبنان نیز حوادث به همین گونه سیر می‌شد.

این تغییر باعث نفوذ آرام آرام ایران در بین نیروهای شیعه گردید. به همان اندازه که آمریکائی‌ها به اختلافات مذهبی دامن می‌زدند، نفوذ ایران در این سرزمین گسترده‌تر می‌شد و با قطبی‌تر شدن دولت با تمایزات مذهبی، ایران اراده‌اش را قدرتمندتر در هیئت حاکمه عراق اعمال می‌کرد. لذا دولت آمریکا و دولت‌های اروپائی نیاز به اهرمی داشتند تا تعادل نیروها را به نفع خود تغییر دهند. لذا نیروهای خونخوار و وحشی داعش را در لبنان و سوریه و عراق سازمان دادند.

تخریب زیرساخت‌های کشور عراق توسط بمباران‌های هوائی و زمینی و تهاجم نیروی زمینی ارتش آمریکا، شریان‌هائی را که سرمایه‌داری عراق برای استثمار نیروی کار کارگران این کشور لازم داشت، از بین برده بود. بدین جهت بورژوای این کشور که شدیدا از فرمانروائی آمریکائی‌ها ناراضی بود، دست بورژوازی وحشی ایران را که به سویش دراز شده بود، صمیمانه فشرد. به ویژه در مبارزه علیه داعش از نیروی نظامی ایران استفاده شایانی برد.

این دو عامل - نیروی نظامی مذهبی ایران و تخریب زیر ساخت‌های جامعه و تقسیم مردم بر مبنای تمایلات مذهبی -قدرت سیاسی ایران در این کشور را بلامنازع ساخت.

از زمان حضور نظامی آمریکا و حضور سیاسی ایران در این کشور، مردم استثمار شده و ستم دیده، یعنی اکثر جمعیت این کشور در فقر و فلاکتی بی نظیر که هر روز فاجعه‌ای بر آن اضافه می‌شود، غوطه می‌خورند.

درآمد خالص سالانه عراق ۱۵۰ میلیارد دلار آمریکائی است. با این وجود اکثر مؤسسات آموزشی این کشور گلی و بی درو پنجره است. مردم روی طلا، نفره، مس و نفت راه می‌روند ولی اکثر آن‌ها با تمام مشقاتی که در روز متحمل می‌شوند، برای نان شب محتاجند. نظام درمانی در عراق محلی از اعراب ندارد و هیچ بخشی از دولت حافظ امنیت مردم نیست.

رشوه خواری، فساد، چپاول ثروت عمومی توسط دولتمردان بیداد می‌کند. این جامعه که به سکولار بودن شهرت داشت،  آن چنان سنت‌های فوق ارتجاعی مذهبی زنان را در خود میفشاردکه زندگی برایشان جهنمی بی مثال گشته است.

مردم زحمتکش و ستم دیده از این وضع مصیبت‌بار به جان آمده‌اند. آن‌ها در طول اشغال سرزمینشان توسط آمریکا و قدر قدرتی ایران، هزاران بار قول و قرارهای عوامفریبانه دولتمران وابسته را شنیده‌ و پوچ بودنشان را در عمل آزموده‌اند.

سیاست دولت آمریکا در خاورمیانه، بی ثبات کردن نیروهای بالقوه موجود در هر کشور و به جان هم انداختن کشورهای منطقه است. اگر این سیاسیت پیاده شود، آن‌ها می‌توانند در هر لحظه‌ای که می‌خواهند تضادهای موجود در جامعه را تشدید کنند و یا کاهش دهند. در عین حال در چنین شرایطی تعویض دولت‌ها  تقریباً آسان میگردد. این سیاست با شکست نسبی روبرو شده است.

دولت ایران می‌خواهد نیروهای نیابتی خود در منطقه را با تمام امکانات تقویت کند تا سیاست‌های آمریکا علیه خودش را کیش مات نماید. این سیاست تقریباً موفق بوده است. کشور عراق در حیطه این دو سیاست قرار دارد.

مردم عراق از این سیاست‌ها و مفاسد و چپاول حاکمین کارد به استخوان‌شان رسیده است، شورش می‌کنند، شورشی برحق علیه فقر، مسکنت، گرسنگی، بی داروئی، بی آموزشی، علیه وابستگی به بیگانگان. این شورش برحق است.

جوانان شورشی به میدان تحریر بغداد آمده‌اند. شعارهاشان روشن است. می‌خواهند کشورشان مستقل باشد، می‌خواهند پایگاه‌های نظامی آمریکا بر چیده شود و نیروهای نظامی آن گورشان را گم کنند، می‌خواهند به هر قیمتی که شده نقطه پایانی بر دخالت سیاسی ایران در امور کشورشان بگذارند. می‌خواهند از ثروت بیکران کشورشان سهمی داشته باشند، نظام آموزشی و نظام بهداشتی درست، جامعه‌ای مرفه و دولتمردانی شرافتمند داشته باشند.

پس از میدان تحریر، شورش گسترده شد، در بیشتر شهرها و در بیشتر طبقات ناراضی. امروزه جنبش در اکثر شهرهای عراق شعله میکشد و راه را برای آزادی و ترقی میگشاید.

دولت در مقابل این خواستهای محقانه مقاومت می‌کند، دست به سرکوب میگشاید. نیروی نظامی عراقی با سلاح و گازهای سمی آمریکائی و بخشی از نیروهای سپاه پاسداران ایران روی مردم آتش گشوده‌ که تا کنون هزاران زخمی و بیش از ۳۵۰ کشته برجا مانده است.

ولی مردم دیگر گول فریبکاران عراقی را نمی‌خورند. وعده وعیدهای پوچ، آن‌ها را از خیابان‌ها به خانه‌ها نمیکشاند. از قربانی دادن و هزینه کردن نیز هراسی ندارند.

بورژوازی عراق توطئه دیگری سازمان داده است. با بوق و کرنا جار می‌زند که دولت را برای رسیدگی به خواست مردم عوض می‌کنیم. لذا رئیس جمهور (برهم صالح) قول داده است که نخست وزیر (عادل عبدالمهدی) را مجبور به استعفا نماید و در قانون اساسی تغییراتی به نفع مردم آورده شود.

مردم بارها شاهد این مهره عوض کردن‌ها بوده‌اند و فقر و مصیبت بیشتر ناشی از آن را را تجربه کرده‌اند. مسأله مردم قانون اساسی نیست. در قانون اساسی عراق بندهای مترقی خوبی وجود دارد. اساسا در قوانین اساسی بسیاری از کشورهای دنیا بندهای خوب، مترقی و دهان پرکنی وجود دارد. با این وجود، کوهی از مشکلات بر گرده آن‌ها منجمله مردم عراق فشار میاورد. تغییر در بندهای قانون اساسی عراق، خود باعث یک سری درگیریهای طبقاتی و فرقه‌ای می‌شود که بر معضلات مردم افزوده میگردد. مردم زحمتکش عراق  این حقه بازی و حقه‌بازان را به خوبی میشناسند.

اکنون مردم به ویژه جوانان خواهان برکناری کل رژیم موجود هستند. آن‌ها کل مفاسد و ریشه و عوامل وابستگی کشور به بیگانه را هدف گرفته‌اند بدین جهت تا کنون وعده و وعید‌های دولت نتوانسته مبارزه مردم را خاموش کند.

مردم می‌خواهند کشور مستقل داشته باشند. یعنی آن‌ها علیه حضور نظامی - سیاسی نیروهای آمریکائی و دخالت سیاسی دولت ایران در امور عراق مبارزه می‌کنند. تا این امور و مسائل اجتماعی حل نشود، مبارزه آرام نمی‌گیرد.

در این روند طرفندهای دیگری نیز علیه مردم به کار گرفته شده که تا کنون بی نتیجه مانده است. انواع و اقسام شخصیت‌های مذهبی شمشیر دون کیشوتی خود را به روی دولت کشیدند و از مردم خواستند که آرام باشند، با تربیت و نزاکت با دولت طرف شوند؛ با روش «دموکراتیک» خواستهای خود را طلب کنند. ولی مردم باطن رذیل آن‌ها را شناخته اند و گول چنین مزخرفاتی را نمی‌خورند.

دولت‌های آمریکا، عربستان و اسرائیل نیز در دامن زدن به تضادهای جامعه از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کنند. آن‌ها سعی دارند مبارزات مردم را فقط علیه دخالت ایران سمت دهند. دولت ایران نیز تمام سعی خود را به کار می‌گیرد تا مبارزات مردم را فقط ضد آمریکائی کند. ولی این تلاش مذبوحانه نیز با اقبال روبرو نشد.

آنچه امروز معضل اساسی مبارزات مردم عراق علیه بیدادگری رژیم، نیروهای ایران و اسلحه آمریکائی و توطئه‌های آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی، است، نبود یک آلترناتیو مترقی سوسیالیستی است. مردم خواهان استقلال کشور، بهداشت، رفاه و امنیت هستند ولی در نظام سرمایه‌داری جهانی تحقق این خواست‌ها غیر ممکن است. تا زمانی که نفی روشن و شفاف ساختار سرمایه‌داری و قبول آلترناتیو سوسیالیستی در جامعه نتواند اکثریت استثمار شوندگان و مردم ستم دیده را متحد کند، پیروزی نهائی در این مبارزات غیر ممکن است. این جنبش از این کمبود رنج می‌برد.

بهرنگ

9.11.2019