جمعه, ۰۱ آذر ۱۳۹۸

جنبش‌های اعتراضی
بعد از سرکوب اعتراضات شرکت نیشکر هفت تپه و دستگیری، سپیده قلیان، اسماعیل بخشی ، علی نجاتی و دست اندر کاران نشریه گام ، دولت فضای سرکوب شدیدی را در جنبش کارگری و دیگر اعتراضات اجتماعی در پیش گرفت ولی این فضا بعلت سطح مبارزه جنبش کارگری و دیگر جنبش های اعتراضی مانند دانشجویان ، پرستاران ، مالباختگان ، خانواده زندانیان سیاسی ، زنان و....،امکان ادامه نیافت و دور دیگری از اعتراضات کارگری در مدتی کوتاه مجددا سربلند کرده است. در چند ماه اخیر ما

در نقاط مختلف شاهد اعتصاب ، تحصن در داخل مکان های کار و تولید تا جلوی ساختمان های اداری ، بستن جاده ،درگیری با ماموران انتظامی بوده ایم
آمارها نشان از بیش از 80 مورد مبارزه به شیوه های گوناگون بوده است. در برخی موارد این اعتراضات با موفقیت همراه بوده است. این موفقیت ها نه ناشی از تمایل رژیم در برخورد به خواست های محقانه بلکه ناشی از فشار از پائین از یک سو و نیز برخی حمایت های نیروهای سیاسی خارج از کشور و بین المللی بوده است.
جنبش کارگری هم در همین وضع است .تجربیات چند دهه گذشته به رشد جنبش کارگری در سطوح مختلف کمک های شایانی کرده است.جنبش کارگری سرکوب های مختلفی را از سر گذرانده است. از مرگ های مشکوک و شکنجه فعالین کارگری در زندان. تا هجوم اراذل و اوباش همراه با نیروهای انتظامی به تحصن های کارگری ، سر دواندن در پیچ و خم های اداری ، تلاش برای ایجاد دودستگی در بین کارگران ، حذف کارگاههای کمتر از 10 کارگر از ضوابط قانون کار ، قراردادهای سفید امضاء اخراج های فردی و دسته جمعی ، فروش کارنجات و واحدهای تولیدی به بخش خصوصی، فشار "حراست " برای جاسوسی و لو دادن فعالین کارگری ، بازخرید های زود هنگام و.......که هر چند گاهی رژیم سرمایه داری اسلامی با دوز و کلک های تازه ای سعی به خسته و مایوس کردن آن دارد.
ما در زیر نگاهی داریم به جنبش های معترض اجتماعی بویژه جنبش کارگری در اوضاع کنونی و برخورد سرمایه داران حاکم دولتی و غیر دولتی به آن .
نیشکر هفت تپه : حکومت اسلامی بعد از سرکوب های سال گذشته و به بند کشیدن فعالین آن نتوانست اعتراضات را بخواباند و اعتصابات همچنان در پستی و بلندی هایی ادامه یافته است. رئیسی جلاد برای فریب کارگران قول باز بینی احکام صادره توسط قاضیی مقیسه داد. ولی هنوز حرفش را نزده قاضی مقیسه اعلام کرد که حکمش خداپسندانه بوده است و آب پاکی روی دست متوهمین به کسانی که خواهان حضور رئیسی برای رسیدگی شدند." سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در بیانیه ی ای از ادامه ی اعتصاب در روز یکشنبه خبر داده است. در این بیانیه آمده است.

امروز یکشنبه ۲۹ مهر، کارگران هفت تپه در حمایت از ۳ همکار اخراجی خود و عدم امنیت شغلی و خواست لغو”
خصوصی سازی و همچنین پایان دادن به پرونده سازی برای کارگران به اعتصاب خود ادامه میدهند. مزدوران رژیم با
یورش به منزل فعالین کارگری هفت تپه از جمله: یوسف بهمنی و محمد خنیفر قصد دستگیری آنها را داشتند"مقاومت قهرمانانه فعالین کارگری و ادامه اعتصابات و تظاهرات بالاخره رژیم را مجبور به عقب نشینی کرد و باعث آزادی برخی از آن از زندان با وثیقه های سنگین شد.
.رژیم جمهوری اسلامی زندانیان سیاسی را به مرگ گرفته تا به تب راضی شوند. آنها حکم های بیش از حد سنگینی در دادگاههای بدوی صادر می کنند تا بعدا تحت عنوان تحقیق و بررسی ، عفو عمومی ، رئوفت اسلامی و خزبلاتی از این دست ، رژیم جمهوری اسلامی را قانون مند و تابع قوانین مدنی – حقوقی نشان دهند.و در نهایت با بازی کردن با سرنوشت بازداشت شدگان جو رعب و وحشت ایجاد کنند.َ
اما تحرک و مبارزات جنبش کارگری فقط محدود به هفت تپه نیست .سرکوب کارگران هپکوی اراک ، آذر آباد اراک، فولاد اهواز ،همچنان ادامه دارد.و اینها می توان گفت در جنبش کارگری بی سابقه هستند، از آن جهت که در مدتی کوتاه چندین بار مورد سرکوب و دستگیری و شکنجه واقع شدند ولی از خواست های خود عقب نشینی نکرده و به مبارزه برای تحقق درخواست خود با تمامی فشارهای رژیم ادامه می دهند. همزمان با اعتصاب و اعتراضات هپکو و آذرآب، اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه ادامه داشته و به قوت خود باقی است.

bewegungen

یکی دیگر از سیاست های مخرب رژیم در رابطه با محیط زیست و فعالین آن که از سال 96 در زندان بسر می برند است . بالاخره رژیم جمهوری اسلامی که خود یکی از بانیان تخریب محیط زیست و انسانی در ایران است با به بند کشیدن فعالین آن با اتهام مفسد فی الارض که هیچگاه نیز سند و مدرکی برای آنها ارائه ندادند، ناشی از فشار و اعتراضات اجتماعی مجبور شدند که این اتهام را پس گرفته و اتهامات دیگری را به آنها بزنند. سخنگوی قوه قضائیه می گوید "بر اساس ماده ۲۸۰ آئین دادرسی کیفری دادگاه میتواند در جریان رسیدگی به پرونده عنوان اتهامی را تغییر دهد و بر همین اساس اتهام افراد اشاره شده از افساد فی الارض به همکاری با دولت متخاصم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران جهت جاسوسی به نفع سیا و موساد تغییر میکند" عقب نشینی رژیم از این اتهام اولیه خو د نشان دهنده بی پایه و ساختگی بودن اتهاماتی است که قوه قضائیه و رئیس جنایتکارش برای پیشبرد سیاست های رژیم و سرکوب هر گونه اعتراض و حتی نقدی بکار می گیرند.ولی ویرانی که این رژیم در محیط طبیعی و انسانی در ایران بوجود آورده است باعث خشکسالی ، ویرانی زمین های کشاورزی و منابع آبی ، گردو غبار و ریزگرد ها و..... شده است که تا سال های مدید قابل بازسازی نیستند.به بند کشیدن افشاگران این سیاست ها و اعمال ویرانگر نمی تواند جوابگوی مردم معترضی باشد که بطور روزمره از دست رفتن و آلوده شدن محیط زندگی خود را بطور عینی می بینند و لمس می کنند.سرمایه داری حریص و زالو صفت چه در حاکمیت و چه در بخش خصوصی بدون در نظر گرفتن سرمایه های طبیعی و انسانی و صرفا برای کسب سود بیشتر هیچ ابائی از ویرانی محیط زیستی و طبیعی ایران ندارد. آنها با سد سازی ها، برداشت های آبی و معدنی ، از بین بردن جنگلها در خدمت خانه سازی ضربات غیر قابل جبرانی در بسیاری از مناطق طبیعی ایران وارد آورده اند.سرکوب فعالین محیط زیست و زدن اتهام های متعدد نه تنها حل مسئله نیست بلکه چشم بستن بر یکی از معضلاتی است که سرمایه داری در ایران بوجود آورده است.
جنبش زنان: بالاخره جنبش زنان توانست بعد از سالها تلاش راه خود را با دادن هزاران زخمی ، توهین شده ، زندانی کشیده ، مورد تجاوز قرار گرفته و آخرینش جان باخته ای مانند سحر دختر آبی و..... به طرف موفقیت های بیشتر با ورود ورزشگاهها باز کند.بدون فشار جنبش زنان و حمایت عمومی جامعه از خواست های زنان این موفقیت ها بدست نمی آمد.
در مهرماه امسال 17 نفر از زنان سیاسی زندان اوین نامه سرگشاده ای را انتشار دادند در بخشی از این نامه آمده است:
"دیر زمانیست که استبداد و استثمار توامان جز چتر خفقان و گرسنگی و فقدان بر سر مردم این سرزمین نگسترده است. در تمام این سال ها کشاکش قدرت مسلط با آزادیخواهی و عدالت طلبی در جریان بوده است. در یک سو حاکمیت با تمام ابزارهای سرکوب و در سوی دیگر جان های آزاده ی مردان و زنان با تمام آنچه داشته اند از قلمشان تا جانشان. این کشاکش و نبرد به صریح ترین شکل در مواجهه حاکمیت با مادران و مادرانگی طی سالها نمایان شده است". این نامه ادامه کشمکش و جدال تاریخی جنبش زنا ن با رژیم ضد زن اسلامی در ایران . زنان ایران طی سال های حاکمیت مرتجع اسلامی یک دم از مبارزه علیه قوانین قرون وسطائی نایستادند .و رژیم اسلامی را قدم به قدم از مواضع اشغال شده اش علیه زنان عقب رانده اند. .
خوشبختانه این تلاشی علیه قدرت حاکم و دخالت در بالاترین سطوح سیاسی جامعه است که نشان می دهد این جنبش همانند جنبش کارگری در این سالها سنگرهای مهمی را در اختیار گرفته است و یک جنبش مطرح و عمیق اجتماعی در اوضاع بحرانی کشور ماست. اساس خواست های زنان امروز در برابری زن و مرد در قوانین و حقوق اجتماعی نهفته است. روشن است که با قوانین اسلامی حاکم نه تنها زنان بلکه مردان هم از حقوق اولیه انسانی و شهروندی برخوردار نیستند و به همین دلیل خواست برابری زن و مرد بطور مشخص خود را دربرابر حاکمیت سرمایه داری مذهبی می بیند و برای رسیدن به آن بایستی قدرت دولتی را از جلوی پای این خواست به مثابه مهمترین و عمده ترین مانع کنونی ، بردارد. در این حرکت زنان نزدیکترین متحد کارگران و دیگر نیروهای مترقی اجتماعی هستند.
جنبش دانشجویی: یکی از جنبش های مطرح و پرقدرت اجتماعی جامعه ما از زمان پیدایش دانشگاهها در کشور جنبش دانشجویی بوده است که بطور دائم علیه نابرابری و ظلم و ستم اجتماعی ایستاده است .در درون جنبش دانشجویی گرایشات و نظرات متعدد متعلق به طبقات اجتماعی وجود دارد که با تنش های اجتماعی برخی از این گرایشات ضعیف و برخی دیگر قدرتمند می شوند . این جنبش هر گاه سمت طبقات فرودست جامعه را گرفته خواست های مترقی و رادیکال اجتماعی را در برابر خود گذاشته است . رشد کرده است و بصورت قدرتمندی حاکمیت های ارتجاعی را به چالش های اجتماعی کشانده است. در رژیم اسلامی تقریبا عده ای بسیار محدودی از طرفداران حاکمیت که عمدتا از طریق سهمیه بندی نهادها وارد دانشگاهها شده اند .علیه هر گونه عدالت خواهی ، ترقی و آزادی های فردی و اجتماعی ایستاده اند و کاملا در جنبش دانشجویی منفرد هستند . شکست جریانات حزب الهی و اصلاح طلبی در جامعه باعث شده است که در دانشگاهها بسیاری از فعالین دانشجویی بطرف چپ بازگردند و یا به دنبال راههای دیگر جدا از حاکمیت بیافتند.رژیم سعی کرده است که به سردرگمی و بی برنامه گی نهادهای دانشجویی با توطئه های مختلف از کاشتن عناصر خودی در بین دانشجویان تا پراکندن ایده های ارتجاعی و سرکوب ،دامن بزند .
در شرایط کنونی ایده های چپ در حال رشد و نیروگیری در دانشگاههای کشور هستند . اعتصابات و تحصن های دانشجویی بویژه در تهران و شهرهای بزرگ و طرد رئیس جمهور روحانی و تمرکز بر سر "افشاگری" نسبت به کمونیسم علمی و سازمان های درون جنبش کمونیستی ،جناح های مختلف حاکمیت را هراس کرده است و آنها دائما به یکدیگر خطر چپ های نو را گوشزد می کنند.سالیان گذشته نشان داده است که هر نهاد دانشجویی از صنفی تا رفاهی نهایتا بعلت حکومت سرکوب و فساد به رودر رویی سیاسی با رژیم کشیده می شود. عدم امنیت شغلی برای فارغ التحصیلا ن دانشگاهها تا مهاجرت گروههای بزرگی از آنان نشان از ناثباتی در اینده این جنبش دارد.جنبش دانشجویی بسیاری از فعالین اجتماعی با گرایشات مختلف را از درون خود بیرون داده است .
جنبش معلمان : معلمان یکی از اقشار کم درآمد جامعه هستند که بعلت فشار رژیم برای خصوصی سازی آموزش و پرورش تحت فشارهای مضاف دولتی و بخش خصوصی قرار دارند. دولت عملا با کم کردن مسئولیت های خود و کمک مستقم و غیر مستقیم به بخش خصوصی باعث رشد و گسترش مدارس انتفاعی و خصوصی در ایران شده است. مدارس خصوصی با استخدام موقت ، نیمه وقت ، استخدام های ساعتی و غیره عملا معلمان را از حقوق رسمی اجتماعی محروم کرده و باعث شده است که صندوق بیمه های اجتماعی که از پول همین معلمان درست شده است نتواند خدمات خود را کاملا در اختیار آنان بگذارد. درآمدهای پائین، معلمان را به کارهای دیگر مانند مسافرکشی و برای تامین هزینه زندگی خود و خانواده هایشان واداشته است ، که یکی از دلایل کاهش کیفیت آموزشی در ایران را به همراه داشته است .رفتارهای رژیم جمهوری اسلامی در برخورد به این خواست همانند برخورد به دیگر جنبش ها و اعتراضات اجتماعی بگیرو ببند و سرکوب است.ولی با اوج گیری نفرت اجتماعی از این رژیم شمشیرش علیه این جنبش ها کند شده است و در هر کجا از محلات ، تا خیابان ها و محل های کار و تولید این نفرت با صدای بلند بین مردم بصورت گفتگو اعلام می شود.همبستگی که در سالهای اخیر بین جنبش کارگری ، دانشجویی، زنان ، معلمان بوجود آمده است در حال تجربه اندوزی های جدید از کار متقابل است .
همه جنبش های اعتراضی را گرسنگان ، فرودستان ، زحمتکشان ، ستمدیدگان و استثمار شده گان جامعه در بر می گیرد.تضادها بین توده های مردم و حاکمیت آنچنان شدید شده است که حتی اصلاح طلبان نیز ناشی از ترس شان از این جنبش ها در پشت سر جناح های اصول گرا برای حفظ حاکمیت ( و صد البته با نصیحت و دعای خیر ) صف کشیده اند. روند اوضاع نشان می دهد که جنبش کارگران و زحمتکشان با گذشت زمان آبدیده تر و باتجربه تر عمل می کنند و بعکس حاکمیت روند متحدانه تری را در این مبارزه پیش گرفته است. شرایط اجتماعی جدا از چنگال نشان دادن حاکمیت و براه انداختن شکنجه و زندان برای هر معترضی بطرف بهتر شدن برای پائین دستان و انفراد و عقب نشینی برای بالائی ها جلو می رود.آنچه تعیین کننده روند اوضاع در آینده خواهد بود درجه سازمان یافتگی این جنبش ها علیه رژیم و کل حاکمیت سرمایه در ایران است.
ع.غ
22/10/2019

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی