جمعه, ۰۱ آذر ۱۳۹۸

اوضاع متشنج خلیج فارس به کجا می رود
بعد از دوره ای از آرامش در خلیج ومیانجیگری فرانسه و کم محلی اروپا و چین و شوروی در مسئله برجام به آمریکا ، با حمله طراحی شده و دقیق به تأسیسات نفتی عربستان سعودی –آرامکو مجددا فضای پرتنشی ایجاد شده است. عربستان با تمامی فشارها و تبلیغات آمریکا تا این ساعتی که این مطلب نوشته می شود، گفته است که هنوز بر عربستان نیرویی که با ده پهباد و چندین موشک به عربستان حمله کرده است معلوم نشده است و ادعای

حوثی های یمنی قابل قبول نیستند. کشورهای مختلف از فرانسه تا سازمان ملل اعلام آمادگی کرده اند که به روشن شدن اینکه چه نیرویی به یکی از بزرگترین تأسیسات نفتی که 5% نفت جهان را تأمین می کند کمک کنند. روشن است که نیروها و کشورهای مختلفی بطور جداگانه یا در همکاری باهم می توانند این حملات را سازماندهی کرده باشند. از نزدیکترین دوستان حکومت عربستان تا دشمنان آن.
تا به حال به جزء آمریکا و اسرائیل هیچ کشوری صراحتا و عربستان به صورت دو پهلو، رژیم جمهوری اسلامی را به حملات متهم نکرده است. رژیم عربستان هم می داند که اشتباه محاسبه در دنباله روی از آمریکا در این قضیه می تواند شعله های یک جنگ تمام عیار را برافروزد و مانند برخوردش در قضیه کویت به خالی شدن خزانه و از بین رفتن تمامی دارائی های نقدی و غیر نقدی اش در کشورهای دیگر تحت عنوان کمک های جنگی بیانجامد. در چند دهه گذشته رژیم عربستان با استفاده از دلارهای نفتی برخی از کشورهای فقیر خاورمیانه و آفریقا را به عنوان متحد در کنار خود داشته است اما وضعیت جدید برای عربستان فقط یک حمله به تأسیسات نفتی اش نیست. کشورهای امپریالیستی طی دهه ها با غارت نفت عربستان و فروختن اجناس بنجول نظامی و غیر نظامی رژیم عربستان را به عنوان یک متحد نزدیک همیشه در چنگ خود داشته اند. آنها با استفاده از همین وضعیت اجازه برخی تحرکات سیاسی مانند جنگ در یمن، کمک به سازماندهی گروههای تندرو اسلامی ، دخالت در جنگ سوریه و همکاری با سازمان های اطلاعاتی منطقه ای و جهانی برای ایجاد داعش و النصره غیره را به عربستان داده اند.
این تحرکات توهمی را در رابطه با رهبری جهان اسلام و پرقدرت ترین قطب در جهان عرب بین حکام عربستان دامن زده است و هژمونی طلبی این دولت نفتی را کاملا تحریک کرده است. روشن است سمت این هژمونی طلبی نه محدود کردن تحرکات امپریالیستی بلکه محدود کردن هژمونی طلبی نوع دیگری از رهبری منطقه ای آنهم از جانب رژیم اسلامی در ایران است. این کشاکش منطقه ای که از گذشته و تاریخ و روند شکل گیری حکومت های خاورمیانه ای و دخالت های امپریالیستی جهت نفوذ و تسلط بر دولت ها و نیز در بازارهای اقتصادی و کنار زدن رقبا و تضمین دسترسی ارزان به منابع طبیعی و بویژه نفت است، نشئت می گیرد. رقابت های امپریالیستی تشدید شده است و باعث شده است که روند عادی رفت و آمدها نه تنها د ر خلیج فارس بلکه بین کشورهای خاورمیانه کاملا مختل و از این طریق شرکت های نفتی ، بیمه،نظامی و... به سودهای کلانی دست یابند
مجموعه عوامل بالا در روشن کردن و یا اعلام کردن مسببان این حمله پیچیده گی هایی را بوجود آورده است که برعکس تمامی اخبار مدیاهای قلم به مزد، اساسا فنی و ناشی از عدم شناخت نبوده و این امکان برای کشورهایی با تکنولوژی پائین هم امکان پذیر است که جایگاهها و مکان اصلی تسلیحات نظامی بکار رفته در این حمله را دقیقا شناسایی کنند. اینکه تا به حال این وضعیت در ابهام مانده است را می توان از چندین زاویه بررسی کرد 1 – عربستان می داند که از طرف چه کسی مورد حمله قرار گرفته اما همانند آمریکا که در قضیه سرنگونی پهبادش توسط ایران بدون عکس العمل شدیدی دم به تله گرفتاری تازه دیگری به نام جنگ با ایران نداد، تلاش دارد با عدم موضع گیری تند اوضاع پیش آمده را به سطح دلخواه آنانی که منتظر فرصت جنگ در خاورمیانه هستند نرساند. اولین سئوال این است چه کسانی خواهان برافروزی جنگ و درگیری در منطقه هستند. روشن است که جدا از کشورهای امپریالیستی که همیشه با فروش سلاح و تحریک حکومت های مرتجع به جنگ و آدم کشی دامن می زنند خود کشورهای خاورمیانه حاضر نیستند که جنگ به درون کشورهایشان کشیده شود. آنها تا آن حد که بتوانند در کشورهای دیگر نفوذ و خرابکاری کنند حاضر به هدر دادن های منابع مالی و انسانی از نیروهای خودی هستند. در نتیجه می توان براحتی نقش نیروهای امپریالیستی و نوکران منطقه ای آنها را در این حملات دید. ولی کیست که نداند که خود عربستان یکی از جنگ طلبان منطقه ای با پشتگاه محکم امپریالیستی طی سالها در منطقه بوده است. خالی کردن پشت نزدیکترین متحدان در سیاست های اتحادی بین امپریالیست ها و حکومت های دست نشانده همیشه اتفاق افتاده و در آینده هم تکرار خواهد شد.
خاورمیانه یکی از نقاط گرهی رقابت های امپریالیستی است این رقابت ها از دوران جنگ سرد جریان داشته است اما تشدید بحران و تشنج موجود بیشتر ناشی از سرسختی رقبا در این منطقه جهان برای کنترل و بیرون راندن دیگران است. در سطح جهانی روسیه به جایگاه قبل از فروپاشی اش نزدیک می شود ، چین رقیبی جدید برای دیگر جناح های امپریالیستی است و اروپا متحدتر و پرقدرت تر در حال ظاهر شدن است.آمریکا همچنان بزرگترین اقتصاد جهانی است که بشدت به چالش گرفته شده است و هیچکس امیدی به ادامه هژمونی نزدیک به یک قرن آمریکا را ندارد.
حتی در صورت عدم عکس العمل شدیدی از جانب عربستان تشنجات در خلیج فارس ادامه پیدا خواهد کرد. سیاست عدم تشنجی که ظاهرا ترامپ در چند هفته گذشته پیش می برد هم با شکست روبرو شده است. آمریکا بخوبی می داند که ادامه سیاست فشار حداکثری به جمهوری اسلامی اگر در طی زمانی مشخص به نتیجه مطلوب و دلخواهش نرسد هیچ راه دیگری به غیر از جنگ وجود ندارد آمریکا سعی دارد شرایطی را فراهم کند که اگر مجبور به انتخاب نظامی شد آنرا توسط کشورهای دیگر از جمله اسرائیل و یا احیانا عربستان جلو ببرد. اما جنگ موضوع بسیار خطرناکی برای آمریکا است. جنگ نمی تواند در ابعاد محدودی بماند و نیز می تواند تعادل اقتصادی بین گروههای معظم امپریالستی را به هم ریخته و باعث ویرانی اقتصادی نه تنها ایران که طرف های مقابل هم بشود.
این جنگ فرصتی را برای مرتجع ترین نیروهای تاریخی بوجود آورده است که با بلند کردن پرچم های ناسیونالیستی ، دفاع از دمکراسی امپریالیستی ، مذهب ، با وقاحت بی شرمانه ای خود را در پشت مطامع فوق سود امپریالیستی و هژمونی طلبانه مذهبی – ملی پنهان کنند
فضای جنگی موجود فرصتی به رژیم جمهوری اسلامی، برای برداشتن پرچم حقانیت دروغین ضد امپریالیستی پر وبال دادن به کشمکش های منطقه ای و ملی و مذهبی و ناسیونالیستی برای آنکه تضاد بین گروههای مختلف اجتماعی را به کینه های بی حد و حساب و گره های کور تبدیل کند.
در عین حال این موقعیتی است برای کمپانی های تبهکار نظامی که با فروش اسلحه به جنگ و کشتار در ابعادی بی سابقه و به قیمت بی خانمانی، مهاجرت و در به دری گسترده ، گرسنگی و فروپاشی ثبات موجود و بی حقوقی و عدم امنیت اجتماعی برای طبقات فرودست را دامن بزند.
در همین حال هم کمپانی های عظیم نفتی با سوء استفاده از تشنجات موجود به سود های هنگفتی دست یافته اند که خوابش را هم نمی دیدند. حکام منطقه ای و رهبران امپریالیستی با اینکه به نتایج مخرب و ویرانگر ادامه روند کنونی آگاه هستند ولی برای به تحمیق کشیدن ملت ها و کارگران و رنجبران کشورهای خود از هیچ کوششی برای سرکوب و درهم شکستن جنبش های اجتماعی خودداری نکرده و با گسترش فضای جنگی تلاش برای بازپس گیری حقوق اولیه اهالی یک کشور که از حقوق تاریخی و تثبیت شده برخوردارند، جوامع را به مناسبات عقب مانده گذشته سوق دهند و آنها را صرفا به مصرف کنندگان کالاها و حراج گذاران منابع طبیعی – انسانی بکشند.
مشخصا فضای جنگی موجود این امکان را به جمهوری اسلامی داده است که شمشیر را از رو بسته و دور دیگری از سرکوب های عریان را در پیش گیرد. در عین حال این فضا به دولت آمریکا و همپیمانانش هم فرصت فشار، قلدری و زورگویی اقتصادی و نظامی از یک طرف و باز گذاشتن دست اسرائیل برای سرکوب بیشتر جنبش فلسطین و توطئه علیه مردم خاورمیانه را بدست داده است.
در عین حال وضعیت کنونی تمام نیروهای متزلزل و بینابینی را مجبور می کند که جایگاههای خود را تعیین کنند. یا به یکی از جریانات مرتجع بورژوازی و امپریالیستها چسبیده و آتش بیار معرکه آنها شوند و یا در سمت خلق های ستمدیده و کارگران و زحمتکشان جوامعی که در آن زندگی می کنند علیه وضع موجود و در همبستگی و پیوند طبقاتی با دیگر کارگران کشورهای متخاصم بایستند
حمله به تأسیسات عربستان در عین حال پیام های مشخصی را به همراه دارد. اینکه عربستان حق تعیین خط مشی سیاست خارجی خود را ندارد. اینکه رژیم جمهوری اسلامی بدون توافق با غرب قادر به عادی کردن مناسبات خود با بسیاری از کشورهای خاورمیانه نخواهد بود. اینکه فضای نظامی و بودجه های نظامی نبایستی کاهش یابند
اما این مناسبات هم از گذشته و هم در روند خود پیام روشنی هم برای کارگران و زحمتکشان کشورها داشته است . اینکه تغییر ایجاد فضای صلح و برابری پایدار بین کشورها و دولت ها و ملت ها با حضور امپریالیست ها و کشورهای مرتجع سرمایه داری خاورمیانه غیر ممکن است. طبقه کارگر نمی تواند ناظر به اوضاع کنونی باشد که بورژوازی دسترنجش را به عاملی برای سرکوب و کشت و کشتار او تبدیل کرده است. در عین حال این درسی برای طبقه کارگر است که بدون تشکیلات پر قدرت طبقاتی هیچ اعتراض و مبارزه ای برای تغییر به نتیجه مطلوب یعنی رهایی اکثریت جامعه از ستم و استثمار منجر نخواهد شد. طبقه کارگر برای اینکه به رقابت های جنایتکارانه بورژوازی نقطه پایان بگذارد باید سوسیالیسم را بنا کند.
ع.غ

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی