7. اکتبر 2022

خیالات واهی دشمنان ما

تاریخ طبقه کارگرایران در مبارزه برای کسب حتا حقوق اولیه  خود، تاریخی پر پیچ وخم، سخت، خونین وطولانی دارد و گواهی است براین حقیقت که طبقه حاکم سرمایه دار هم پیمان با بورژوازی جهانی، با تمام قد برای استثمار حد اکثری  طبقه کارگر و سلطه بر ایران برای غارت وچپاول بیشتر علیه احزاب وسازمان های کمونیستی در خدمت این طبقه تا حد نابودی کامل آنها پیش رفته اند. رژیم شاه کمونیستها را تروریست میخواند ومی کشت، رژیم جمهوری اسلامی آنها را ملحد وآمریکایی متهم می کند ومی کشد. هردو اما در تبلیغات خود  همچنان  مدعی بودند وهستند که کمونیستها هیچ بودند وهیچ نیستند. ما در اینجا مروری داریم به کارکرد مبارزاتی سازمان انقلابی وحزب رنجبران ایران تا بر اساس واقعیات تاریخی چنین دروغ بزرگ دستگاه امنیتی رژیم جمهوری اسلامی را افشا کنیم :

  “از حزب رنجبران داستانی بیش باقی نماند. تو گویی که این حزب هرگز نبود ” 

 کتاب  ” مائویسم در ایران ”  محمود نادری  

 سازمان انقلابی بنیادش با  سنگ خا رای استقلال واتکاء به نیروی خود، علیه نظام سرمایه داری ، ضد امپریالیسم، نقد ریویزیونیسم مدرن ودفاع از کمونیسم علمی ریخته شد واز همان آغاز باید در چند جبهه برای ادامه زندگی مبارزه میکرد و ادامه دهنده آن حزب رنجبران ایران همچنان ادامه میدهد.

از همان آغاز آگاه به اینکه مبارزه طبقاتی و انقلاب کردن مجلس مهمانی نیست، فعالیت خود را بر اساس حل مناسبات صحیح میان کار مخفی با کار علنی توده ای بنا نهاد.  اعتقاد وباور عمیق به اصل اساسی  ماتریالیسم تاریخی  که توده ها سازنده تاریخند وطبقه کارگر به عنوان یک طبقه آگاه اجتماعی تنها با سازماندهی خود در پنج تشکیلات متفاوت اما همسو می تواند به وظیفه تاریخی گورکنی نظام سرمایه داری جامه عمل پوشاند به سازماندهی پرداخت: 

* تشکل کارگری در سطح کارخانه ها وموسسات تولید ی وخدمات که هر روز بیشتر بر وسعت آنها افزوده می شود.

** تشکل سراسری متحد کارگری در برگیرنده کلیه تشکل های گوناگون  محلی، منطقه ای و سراسری رشته های صنعت وخدمات که در کشور بعلت رشد ناموزون سرمایه داری وتفاوت های فاحش رشد اقتصادی مناطق، بسیا ر متنوع است.

*** تشکل های سراسری اجتماعی توده ای از زنان ودانشجویان ومحصلین گرفته تا معلمان وکلیه اقشار ستمکش و استثمار شوند ه که در جامعه ایران اکثریت عظیم مردم را در بر می گیرند.

**** تشکل پیشرو طبقه کارگر،  حزب کمونیست، در بر گیرنده کادر های کارگری که جزوی از طبقه هستند و استخوابندی سه تشکل بالا را تشکیل می دهد.

***** سازماندهی نیروی مسلح انقلابی 

بنابراین با داشتن چنین جهانبینی در سازماندهی در کشوری که حاکمانش چه دینی وچه نظامی  ضد کمونیست اند؛ سازمان انقلابی و حزب رنجبران ایران هیچگاه خیال واهی نسبت به دشمن طبقاتی خود نداشته است. از همان آغاز هر فردی که داوطلب برای پیوستن به عنوان عضو می شد  باید مسئله مرگ وزندگی را حد اقل از لحاظ ذهنی برای خودش حل کرده باشد. درست  با چنین تربیتی هرگاه و هر زمان از طرف دشمن ضربه ای وارد می شد، با جمعبندی و آموزش از آن  با درایت تر به مبارزه ادامه میداد. در این روند سخت وبغرنج البته کسانی بودند که گاهی در راه خسته می شدند و خود را کنار می کشیدند و یا فعال به صف دشمن می پیوستند. بعضی ها برای کنار رفتن خود اشتباهات را بهانه می کردند و چنین تصور داشتند که با این تصور به تشکیلات پیوسته بودند که  بدون هیچگونه مشکلی به آسانی به پیروزی رسند. بنظر میرسد ریشه همه ی این انحرافات را در نا آگاهی از روند مبارزه طبقاتی در جامعه ایران، ضرورت قربانی دادن نیروهای انقلابی، وجود دستگاه های امنیتی سرکوبگر و عدم توازن قوای نیرو بین نیروهای خود ودشمن، باید جستجو کرد. این عناصر  با بزرگ کردن وتبلیغ پیروزی های دشمن عملن نا آگا هانه به خط مبارزه پلیس سیاسی خدمت می کنند. هیج انسان  واقع بین نمی تواند توقع از اعضای سازمان ما داشته باشد که در برابر رهبری حزب توده، چریک های آکثریتی، دستگاه های امنیتی که کمر به نابودی ما بسته بودند در تمام این سالها هیچگونه خطایی نکند،  قطره خونی از دماغ اعضایش نریزد و همچنان به مبارزه خود ادامه دهد. باید توجه داشت که سازمان انقلابی وحزب رنجبران  در چند جبهه باید می جنگید: علیه دستگاه های امنیتی حکومت، علیه رهبری حزب توده به سرکردگی کیانوری، ودارودسته ی اکثریت به رهبری فرخ نگهدارو امپریالیسم و سوسیال- امپریالیسم. خط اساسی دستگاه  امنیتی و رهبری کیانوری علیه ما نابودی کامل وفیزیکی بود. کیانوری در آخرین دیدارش با  اعضای حزب توده که در صدد انشعاب از آنها بودند یاد آوری می کرد ” خلیل ملکی هیج غلطی نتوانست بکند شما چهارتا دانشجوعددی نیستید. رفقای شوروی پشت رهبری حزب است “

منطق دستگاه های امنیتی هم همیشه  چه در دوره شاه و چه در دوره ولایت فقیه با منطق دارودسته ی رویزیونیستی کیانوری همین بود وهست که با هر ضربه ای که می زدند ادعا کنند که تشکیلات ما را از بیخ وبن نابود کرده اند. در کتابی که چند سال پیش  براساس اسنادی دروغین،  نامه های شخصی افراد واداده وفراری و اقرار های زیر شکنجه نوشتند  به عبث تلاش کرده  با توجیه جنایات دو نظام در حق رهبری واعضای این سازمان ها ادعا کند موفق به نابودی این جریان تاریخی سیاسی کمونیستی شده‌اند. 

  “از حزب رنجبران داستانی بیش باقی نماند. تو گویی که این حزب هرگز نبود ”                               این همان ایدئولوژی ” پایان تاریخ ” است که بورژوازی جهانی زمانی تبلیغ می کرد.                                

   .خمینی و اعوان و انصار او چنین می پنداشتند که با فرمان قتل و کشتار آزادیخواهان به نظام خود مهر ابدی خواهند زد. اما تاریخ مرتجعان جهان ذهنی گری و برداشت متا فیزیکی از سیر تکامل تاریخ جهان بوده و هست. در چهل سال گذشته بار دیگر این واقعیت به روشنی خود را نشان داد و سیر تکامل تاریخ در جامعه ایران به گونه ای دیگر به پیش رفته و امروز بازماندگان خمینی به مشتی کوچک تبدیل شده اند که حلقه به حلقه توسط کارگران، زحمتکشان ، معلمان ، پرستاران ، دانشجویان ، بازنشستگان ، فرودستان شهر و روستا ، بیکاران ، زنان ، اقلیت های ملی و مذهبی در محاصره هستند.و حلقه این محاصر هر روز تنگ و تنگ تر می شود. ما همان روزهای انقلاب با آگاهی به تسلط رژیم جدید  برای ادامه انقلاب بسود زحمتکشان مستقلن شروع به سازماندهی کردیم :

یکم

اولین میتنگ علنی سازمان انقلابی را که در اسفند ماه ۵۷ در سنگلج تهران برگزار شد و دکتر علی صادقی از رهبران زندانی سازمان انقلابی دوره شاه، سخنران اصلی بود. این متینگ را  چند تن از هواداران  حزب توده و حزب الله  به هم ریختند. در آن روز ما شاهد سقوط کامل رهبری جدید کیانوری در حزب توده که  با کمک رویزیونیست های  شوروی رقبای خود مانند دکتررضا رادمنش ودکتر ایرج اسکندری را از زندانیان کمونیست دوره رضا شاه به کنار زده بود وهمکاری با رژیم اسلامی را تا همکاری امنیتی  وسرکوب نیروهای سیاسی مخالف دارودسته ی انحصار طلب حاکم  گسترش داده بود. در آنروز  نیروهای امنیتی تازه شکل گرفته که از  کمیته انقلاب زیر دادگستری تهران بودند  سه تن از رفقای ما را هم دستگیر کردند. در حقیقت این آغاز مبارزه ای شد که تا به امروز در این چهل سال گذشته ادامه یافته، مبارزه ای است که در طول این سالها نه تنها سازمان انقلابی و حزب رنجبران ایران مورد حمله و سرکوب فیزیکی نیروهای امنیتی قرار گرفته بلکه تازمانی که هنوز رهبری حزب توده و اکثریت خود به قربانیان رژیم جمهوری اسلامی تبدیل نشده بودند؛  دستگاه های امنیتی برای مبارزه با ما  از نیروهای اکثریتی و رهبری حزب توده در سرکوب فیزیکی ما استفاده کردند. کیانوری در کنفراس های روزانه اش این کینه ی رویزیونیستی اش رابه سازما ن انقلابی وحزب رنجبران ایران تحت عنوان مائوئیست ها نشان میداد و اکثریتی ها با رخنه کردن در تشکیلات مائوئیست ها لیست افراد را به مقامات گزارش می دادند. با توجه به مصاحبه فرخ نگهدار با بی بی سی که در برابر پرسش خبرنگار از او که می پرسد آیا درست است شما اعضای حزب رنجبران رابه نیروهای امنیتی رژیم لو می دادید در پاسخ نه تنها انجام چنین جنایتی را تصدیق می کند بلکه آنرا درست دانسته و توجیه می کند. جای تعجب نیست که در جریان مبارزه طبقاتی اپورتونیسم در صفوف انقلابیون تا آنجا پیش می رود که به دشمن برای درهم شکستن صفوف انقلاب خدمت می کند. خروشچف کارگر معدن، عضو دفتر حزب کمونیست شوروی، گورباچوف و یلتسین از درون حزب قد علم کردند و نظام سوسیالیستی را دربست به یک گروه مافیایی درهمسویی با سرمایه جهانی تقدیم کردند. دشمنی رویزیونیست های حزب توده  با سازمان انقلابی از آنجا بر می خاست که به گفته کیا نوری توانسته بود بیش از نود در صد اعضای حزب توده را با خود همراه سازد، توانسته بود  یکی از پر افتخار ترین جنبش های دانشجویی مستقل ایرانی را چون مردمک چشم بدور از هژمونی حزب توده و انجمن های اسلامی مستقل ودمکراتیک علیه رژیم شاه، امپریالیسم و سوسیال – امپریالیسم  حفظ کند. بگذارید با اشاره به پراتیک پر افتخار سازمان انقلابی و حزب رنجبران هم علل این دشمنی را بازگو کنیم و هم دروغ دستگاه امنیتی ایران را افشا نمائیم.

دوم

سازمان انقلابی وفادار به اسا سی ترین اصل جدایی از رهبری حزب توده یعنی  رفتن به ایران وشرکت در مبارزات مردم؛ بهترین اعضای خود را طی سال های طولانی برای سازماندهی نهراسیدن از مرگ، زندان وشکنجه به ایران فرستاد. برجسته تر اینکه رهبران سازمان از پیشقراولان این حرکت تاریخی بود. پرویز نیکخواه هنوز حتا کنفراس تدارکی سازمان برگزار نشده بود همراه چندین کادر دیگر به داخل رفت.  حادثه کاخ مرمر را که یکی از سربازان گارد شاه بسوی او تیراندازی کرد دستگاه امنیتی بهانه کرد و اولین گروه اعزامی به ایران را تماما دستگیرکرد. ودستگیری عده ای از رفقای ما که در مبارزه با رهبری حزب توده فعال بودند به سرکردگی پرویز نیکخواه از سخن گویان برجسته و شناخته شده ی کنفدراسیون دانشجویی در داخل که با داگاه گروه نیکخواه علنی شد وبرای همگان معلوم گردید، جدا شدگان از حزب توده وفادار به آرمان های انقلابی شان بی هراس از شاه وشیخ پای در عمل هستند و متعاقب آن یک موج پشتیبانی میان جوانان از گروه نیکخواه و سازمان انقلابی در داخل و خارج بر خاست. 

سوم

در پی آن پس از اطلاع از خیزش توده های ستمکش  ایل قشقایی و پشتیبانی خسرو قشقایی یکی از رهبران جبهه ملی ایران و سخنگوی کمیسیون نفت مجلس شورای ملی از این جنبش و رفتن وپیوستن بهمن قشقایی  به قیام مسلحانه آنها علیه رژیم شاه قیام درمنظقه قشقایی. سازمان انقلابی هم به پشتیبانی از این کانون مبارزاتی مردمی دو نفر از کادر های برجسته از ایل قشقائی عطا کشکولی وایرج کشکولی را مخفیانه به داخل فرستاد و آنها با کمک نیروهای محلی با اینکه منطقه سراسر تحت محاصره دشمن بود، توانستند با موفقیت کامل به جمع قیام کنندگان به پیوندند و به مدت یکسا ل شعله مبارزه مسلحانه جنوب را با کمک مردم مبارز ایل قشقایی  همچنان علیه رژیم شاه روشن نگه دارند. سابقه ای که در خاطرات مردم همچنان باقی بود وهنگامی که حزب رنجبران ایران  با تشکیل نیروی مستقل خود در جنوب به ارودگاه مسلحانه ایل قشقایی پیوست مورد استقبال قرار گرفت. دو بار بهترین هایش را یک سازمان کوچک کمونیستی با جنبشی بومی ومردمی با گرایش های دمکراتیک به کمک می فرستد و تا آخر می جنگد وهنگامی عقب می نشیند که آخرین قیام کننده را زیر پوشش آتش نیروی مسلح اش از دست پاسداران اسلامی نجات داده است. این عملیات بی شک چون خارتیزی است در چشم دستگاه های امنیتی دو رژیم. جا دارد یاد رفقا عطا کشکولی و ایرج کشکولی را که تمام زندگی خود را وقف جنبش کارگری، سازمان انقلابی وحزب رنجبران کردند گرامی بداریم.

چهارم

شرکت سازمان انقلابی در مبارزه مسلحانه کمیته انقلابی حزب دمکرات به رهبری اسماعیل شریف زاده و ملا آواره وپس ا ز شکست آن گزارش همه جانبه آن در ارگان مرکزی سازمان ” توده ” چنان حرکت تاریخی مهمی بود که برای اولین بار کمونیسم را به درون یک بخشی از جوانان حزب دمکرات ایران برد که دیگر از برند بلوریان وحزب توده وروسی نبودند؛ از مبارزه مسلحانه، جنگ توده ای واندیشه مائوتسه دون سخن می گفت. سازمان انقلابی که پس از جلسه کادر ها چندین کادر زبده خود را از دست داده بود ولی به پیمانی که بسته بود وفادار ماند و نود در صد از کادر های رهبری خود را طبق در خواست اسماعیل شریف زاده به کردستان گسیل داد. دکتر کورش لاشایی و دکتر پارسا نژاد پزشگان تحصیل کرده آلمان، عطا کشکولی، خسرو صفایی، علی صادقی، سیامک موید زاده، محسن حاتمی، ایرج کشکولی رفقایی که کادر و اعضای رهبری بودند و جان بر کف، بی هراس از سختی و مشکلات برای تحقق اندیشه های والای سازمان انقلابی، سوسیالیسم وکمونیسم برای تقویت جنبش مسلحانه تازه پا گرفته چپ با گرایش مارکسیستی  خلق کرد به کردستان رفتند. اینجاست یکی از گذرگاه های تاریخی که اندیشه های بلند مارکسیستی وانترناسیونالیسم پرولتاریایی در کردستان عقب نگهداشته شده، با خون گلگون شده‌ی پیشمرگان از خود گذشته جوش می خورد. رنگین کمانی در آسمان کردستان پدید  می آید که کرد، فارس، ترک وعرب را در مسیری مشترک هدایت می کند. سازمان انقلابی حزب توده ایران با پای در عمل بودنش و آگاهی به ستم ملی به خلق کرد، پیوندی نا گسستنی با کرد وکردستان بوجود آورد که به یک تیغ تیزی در چشمان دشمنانش  بویژه دستگاه های امنیتی هر دو رژیم دیکتاتوری سلطنتی و  ولایتی تبدیل شد.

پنجم

گسترش کار توده ای در میان کارگران

سازمان انقلابی در سیر رشد وتکاملش تدریجا یاد گرفت، نه تنها کار در میان دانشجویان و محصلین را خوب انجام دهد، توانایی یافت از میان این نیروی پر شور و شوق و پیشتازجنبش، کادرهایی را پرورش دهد که میان  کارگران روند، کار کنند و ریشه بدوانند. 

در کردستان عراق در حلبچه پزشکان ما درمانگاه رایگان برپا کردند و از این طریق توانستند به گفته مردم محلی با عملکرد خود نمونه انسان نوین کمونیست را بشناسانند و پیام سوسیالیسم و کمونیسم را به فرودستان روستاهای دورافتاده، به میان محرومان کرد ببرند.

تصمیم هیات اجراییه ی سازمان انقلابی برای پیوستن به جنبش مسلحانه در کردستان، همپایی با رهبری کمیته انقلابی حزب دموکرات ایران: ملاآواره، شریف زاده و عبدالله معینی یکی از اقداماتی بود که ثمراتش همچنان تا امروز پیداست. 

جلسه بکره جو در کردستان

در بکره جو منطقه آزاد شده کردستان عراق، در سال ۱۳۴۸، جلسه مهمی از کادر های رهبری سازمان انقلابی  برگزار می شود. در این جلسه  با نقد تز سازمان های پراکنده، تصمیم به ایجاد سازمان واحد درمیان کارگران و ایجاد رهبری واحد در داخل گرفته می شود.  تشکیلات سازمان انقلابی به سه بخش ، با مرکزیت مستقل خود با تکیه روی کار توده ای وجلب نیرو تقسیم می شود. این برنامه با موفقیت کامل تا  انقلاب پنجاه هفت  به پیش می رود. 

سیاست عمومی سازماندهی همچنان خدمت به ایجاد حزب پیشرو طبقه کارگر در داخل کشور باقی ماند و وظیفه ی تشکیلات خارج کشور و نوار، خدمت همه جانبه به تشکیلات داخل معین شد. 

از نشست بکره جو تا آستانه انقلاب ۵۷ که با اوج گیری مبارزات کارگران و توده های عظیم مردم رو به رو هستیم، که یک دهه طول می کشد سازمان انقلابی در مبارزه ی سخت با دستگاه امنیتی رژیم سلطنتی برای گسترش  پایه های خود در داخل ایران رو به روست، سازمان باید از میان جوانان دانشجوی خارج کشور که عمدتا از طبقات غیر کارگری و بعضا حتی مرفه جامعه بودند، نیرو جمع کند، بر اساس اخلاقیات کمونیستی نوسازی نماید، در دوره های تعلیماتی – تئوری و عملی آنها را به سازمانده انقلابی حرفه ای از خود گذشته – بی هراس از دستگیری و شکنجه به داخل گسیل دارد. کاری سخت و به گفته کیانوری نشدنی اما با  باوری استوار به کمونیسم و اراده ای پولادین هر بار که می افتادیم بلند میشدیم، هربارکه کشته میدادیم غم از دست دادن بهترین رفقایمان را به نیرو تبدیل می کردیم ،خون ها را می شستیم و با جمعبندی با درایت تر به مبارزه ادامه میدادیم.

ششم

شرکت در مبارزه  خلق فلسطین و کمک ویاری رساندن 

انترناسیونالیسم سازمان انقلابی اعضا وکادر های ما را چنان تربیت کرده بود که هرجا کار ومبارزه می کردند با نیروهای ضد امپریالیستی و سوسیالیستی همکاری کنند. ما نه تنها با احزاب کمونیستی چون چین، کوبا، آلبانی ارتباط رفیقانه ای داشتیم بلکه همکاری وهمیاری با رفقای هم مرز و همسایه را با ارجحیت جلو می بردیم. از آنجمله ارتباط با جنبش آزادیبخش فلسطین و ظفار بود. ما توانایی یافتیم تا یک تیم یاری رسانی که در میان آنها پزشک بود  به فلسطین بفرستیم – 

هفتم 

ایجاد حزب رنجبران ایران

رشد کمی وکیفی سازمان انقلابی حزب توده ایران و تبدیل شدن آن به یک سازمان پر تجربه نزدیک دو دهه مبارزه ای نسبتن گسترده و  همه جانبه در داخل وخارج کشور شرایط را برای وحدت بخشی از کمونیستها که دارای نکات مشترک برنامه ای بودند بوجود آورد. چند ماهی پس از بهمن ۵۷  نه سازمان وگروه با تشکیل یک کمیته وحدت شروع به کارکردند وتحت هدایت این کمیته مشترک کل اعضای این تشکلات در جریان منظم روند وحدت قرار گرفتند و اسناد تهیه شده توسط کمیته وحدت قدم به قدم به درون تشکلات برای بحث و گفتگو واصلاح برده شد و طرح نهایی برای تقدیم به کنگره موسسان حزب رنجبران به صورت نهایی برای تقدیم به کنگره اول تهیه شد. موازی با این کار آموزشی و مباحثه و گفتگو  یک دوره تدارکی مشترک از پایین تا بالا برای آشنایی و یکی شدن پیش از کنگره سازماندهی شد و با موفقیت به پایان رسید. بدین ترتیب کمیته وحدت با موفقیت توانست  کنگره ای  یکپارچه از ۹ سازمان وگروه با نظمی نمونه  فرا بخواند و پس از افتتاح  کنگره وظیفه خود را خاتمه داده اعلام کند و پیشبرد وهدایت کنگره را  به هیأت رئیسه انتخابی کنگره واگذارکند. این یک واقعه تاریخی در جنبش کارگری وکمونیستی ایران بود که پس از سالها پراکندگی و در زمانی که در دیگر تشکلات چپ انشعاب حرف اول را میزد حزب رنجبران ایران متولد شد. بدین ترتیب دشمنی رهبری کیانوری علیه مائوئیست ها دو چندان شد و دشمنی دستگاه های انحصار طلب به اصطلاح خط امامی ها هم شدید تر.

ادامه دارد- محسن رضوانی ۱۴ مرداد ۱۴۰۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.