29. نوامبر 2022

سفر بایدن به خاورمیانه

مردم ستمدیده خاورمیانه که در دویست سال گذشته اسیر تجاوزات استعمارگران جهانی با یاری عوامل سرسپرده ی حکومت های داخلی بودند، سال هاست برای رهایی از استعما ر و امپریالیسم نسل اندر نسل تلاش کرده و هر بارکه  توده‌ها  برای  تحقق استقلا ل ورهایی از یوغ آنها برخاسته اند سرکوب شده اند. نفاق انداز وحکومت کن روش کار پیر استعما ر انگلیس؛ در سفر خود، بایدن تلاش مذبوحانه کرد تا منطقه را به بلوک بندی جدیدی  تحت هژمونی آمریکا با دستیاری  اسرائیل و با هدف منفرد کردن بیشتر ایران، تشدید تحریم های  حد اکثری  و تسلیم کامل حاکمیت در مذاکرات برجام کشاند. وجود ستون پنجم بورژوازی داخل حکومت وبیرون حکومت پرو آمریکائی که در تدارک  سفر بایدن رقص کنان  و پای کوبان  به استقبال بایدن رفتند دماغ سوخته برگشتند.

توده ها ی عظیم مردم منطقه بیش از هر زمان دیگر به نقش تجاوز گرانه امپریالیسم آمریکا وسیاست نفاق انداز آن پی برده اند.  ایران که امروز اکثریت آنرا میلیون ها کارگر وزحمتکش تشکیل میدهند و طبقه کارگر آن در مبارزه ای مرگ وزندگی برای رهایی است، باز با تهدید ابرقدرتی روبروست که کارنامه ای جز جنایت وکودتا با هدف سرکوب کمونیست ها و جنبش کارگری با خود نداشته است. بایدن رئیس جمهور آمریکا  در نشست کشور های عربی چنین مدعی شد که آمریکا خاور میانه راهرگز ترک نخواهد کرد. این ادعا ونظرضمن اینکه نیاموختن از گذشت روزگار است،  توهین به کلیه نیروها ی استقلال طلب و توده های عظیم مردم منطقه است. در این صد سال گذشته مردم منطقه  پرچم مبارزه علیه جنایات استعمارگران انگلس وآمریکا را هرگز به زمین نگذاشته اند. ایران سرزمین تاریخی کلیه ملیت های منطقه است از عرب گرفته تا فارس وکرد وترک وترکمن، بلوچ، افغانستانی و ادیان مختلف. برای قرن ها  مرزی موجود نبوده است وجاده معروف به ابریشم پل ارتباطی وتجاری آنها باهم بوده است. این منطقه، سرزمین کهن ترین تمدن هاست؛  با منابع غنی طبیعی و نیروی کارجوان وآگاه که چنانچه اداره امور به دست با کفایتشان واگذار شود وسرنوشت خود را بدست گیرند، نه تنها بسرعت می توانند بر مشکلات کنونی فایق آیند بلکه سهم خود را در پیشرفت بشریت بخوبی ادا خواهند کرد.

سفر دور دنیای بایدن دراین چند ماه گذشته از شرکت در جلسه ناتودر اروپا تا جنوب آسیا و تلاش او برای ایجاد ناتوی پاسفیک – هند، نشست شکست خورده کشورهای پان آمریکا  و این روزها به خاورمیانه  گویای اینست که ابرقدرت در حال افول بار دیگر بنا بر ماهیت خود دچار ذهنی گریست و اصرار داردهمچنان قدرت بلامنازع وژاندارم جهان برای حفظ نظام سرمایه باقی بماند.  دولت پنهان انحصارات عظیم صنایع جنگی که زیر نام حزب دموکرات وحزب جمهوری خواه در نظام باصطلاح دموکراسی پارلمانی عمل می کند   برای جلوگیری از افول قدرت جهانی بلامنازع خود، جنگ سردی را دامن میزند که آقای پوتین زنگ خطر زمستان اتمی  را برای کل بشریت روی کره زمین در جنگ اکرائین هنگامی که خود را در محاصره تعرضی ناتو دید، به صدا در آورد. این حرکت  امپریالیسم آمریکا ضد طبقه کارگر منطقه، کلیه ستمکشان واستثمارشوندگان منطقه است وبی شک با مخالفت آنها هر چه بیشتر روبرو خواهد شد. بر ماست علیه این تعرض امپریالیستی با اتکا به نیروی مردم برخیزیم بحران ساختاری سرمایه داری جهانی که از سال ۲۰۰۸ آغاز شد، هرج ومرجی را در جهان برپا کرده وتغییرات عظیمی را در صف آرایی سیاسی بوجود آورده است. جنگ اکرائین  آغاز روند مقاومت زورمندانه سرمایه داری روسیه فدرال در برابر سیاست تجاوز گرانه امپریالیسم آمریکاست که نقشه  تجزیه روسیه را دنبال کرده است. فرو پاشاندن  نظام سوسیالیستی حاکم وتجزیه اتحاد جماهیر شوروی پیروزی بزرگی برای سرمایه جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا بود. همراهی خائنانه رهبران کودتاگری چون یلتسین در راس بورژوازی نو ظهور شوروی با آمریکا زمینه را برای هیات حاکمه راست نژاد پرست ابر قدرت آمریکا بوجود آورد که نه تنها قرن بیستم را قرن آمریکا نامیدند بلکه مدعی شدند قرن بیست ویکم قرن  قدرت بلامنازع آنهاست. تجزیه کشور یوگسلاوی و گسترش مرزهای ناتو گرداگرد روسیه فدرال با نقشه تجزیه بیشتر آن، تجاوز به افغانستان، عراق، لیبی و سوریه  همگی در خدمت همین سیاست حفظ امپراتوری جهانی دلار وقدرت بلامنازع ابرقدرت آمریکا به کارگرفته شد. اما خوبی دنیای واقعی در اینست که  توهمات  برنامه ریزان کاخ سفید را  قدم به قدم عیان کرد. جهانی با بیش از هفت میلیارد جمعیت،  با هشتاد درصد کارگر وزحمتکش و ستمکش که عزم تغییر وضع خود را دارند چگونه می توان در دایره  تنگ یک امپراطوری بی فرهنگ که بنیادش بر قتل عام مردم بومی و بردگی  سیاه پوستان آفریقایی قرار دارد، محبوس کرد. چگونه می توان چنین جهانی را تحت سیاست نئولیبرالیستی زیر نام بزرگترین دروغ قرن باصطلاح ” دموکراسی” در فقر وبدیختی همچنان نگهداشت؟ مگر نه نتیجه چنین سیاستی برای دنیا چیزی جز  استثمار وستم، جنگ های بی وقفه؛ کودتا بوده و دنیا را به لبه پرتگاه کشانده است؟ مگر نه نتیجه  این  سیاست سرکرده گرایی از سوی دیگر مقاومت ومبارزه  در سراسر جهان بوده است؟ مردم ایران یکی از نمونه های برجسته قربانی این سیاست جهانی امپریالیسم آمریکا بوده است. با اینکه رژیم های مستقر ایران در صد سال گذشته با کمک دستگاه های امنیتی استعمار گران  بر صندلی قدرت نشستند و طبق خواست آنها عمل کردند. دیکتاتور های حاکم از رضا شاه گرفته تا خمینی که در روند قدرت گیری خود  از پشتیبانی جهان سرمایه داری به رهبری انگلیس – آمریکا برخور دار شدند اما با وجود جنبش عظیم ضد امپریالیستی و استقلال خواهی در کل جامعه ایران مجبور شدند از نوکری کا مل اربابان خود دست بردارند اما هر بار نهایتا ناکام ماندند  وقدرت های خارجی توانستند آنها را به زیر کشند.  رضا شاه را نمک نشناس با گرایش به آلمان نازیستی متهم کردند بی طرفی ایران را در جنگ دوم نادیده گرفتندو او را مجبوربه استعفا از سلطنت و ترک کشور کردند،.محمد رضا شاه فراری به رم  را با کودتا ی بیست وهشت مرداد ۳۲ علیه دکتر مصدق  باردیگر به تخت سلطنت نشاندند اما در سال ۵۷ دستور دادند بسود خمینی ایران را ترک کند و دست نخورده نیروهای مسلح دست پرورده آمریکا را در اختیار دارودسته ی روحانیت گذاردند تا جنبش کارگری وکمونیستی و آزادیخواهی ایران را سرکوب کند اما جنبش عظیم ضد امپریالیسم آمریکا که منجر به فرار شاه شده بود  دست به تسخیر سفارت آمریکا زدند و آغازی شد برای حکومتی با دو جناح – ضد آمریکایی و پرو آمریکا که با حمله صدام به ایران و پشتبانی آمریکا از او جناح پرو آمریکایی  موقتا تضعیف شدند و مجبور شدند  در کلیه زمینه ها عقب نشینی کنند. خمینی که با برکناری بازرگان وعزل بنی صدر واعدام  صادق قطب زاده  جهاد اسلامی خود را  علیه آمریکا  واستکبار جهانی انقلاب دوم خواند؛ پس از مرگ خمینی و  حرکت رفسنجانی در به تخت نشاندن خامنه ای وهمچنین حرکت رفسنجانی برای پیاده کردن سیاست نئولیبرالیستی در اقتصاد ایران پس از خاتمه جنگ باعراق ، چنین بنظر میرسید که جدال میان دو جناح حاکمیت بسود کنار آمدن با آمریکا خاتمه یافته است. اما برای هیات حاکمه آمریکا که سیاست قدرت بلامنازع  را دنبال می کند رژیمی با موضع ضد صیهونیستی وضد سرکردگی آمریکا در خاورمیانه  قابل تحمل نبود. ایران را جزو محور شرارت ضد آمریکا اعلام کردند و  سناتور بایدن قبل از رسیدن به کاخ سفید مبتکر طرحی در سنا بود که در هم کوبیدن وتجزیه ایران را ضروری  در تامین سرکردگی آمریکا در خاور میانه  برجسته می کرد. طرحی که بار دیگر بایدن  در سفر خود به خاور میانه تلاش کرد دنبال کند. مفسران معتبر جهان هدف اصلی بایدن را در این سفر تحکیم روابط کشورهای عربی با اسرائیل علیه ایران و ایجاد یک ناتوی خاورمیانه بازهم به سرکردگی آمریکا علیه ایران تلقی کردند. و اشاره کردند  از میان سه حلقه ی اساسی  سیاست استراتژیکی آمریکا – یعنی ناتوی اروپایی ضد روسیه، ناتوی پاسفیک – هند ضد چین در جنوب آسیا ،ائتلاف ابراهیمی خاورمیانه علیه ایران بواسطه موقعیت استراتژیکی آخری و بویژه وجود منابع عظیم سوخت از اهمیت بیشتری برخوردار است .

چنین بنظر می رسد  بار دیگر منطقه به تضاد عمده در حل تضاد استراتزیکی سلطه بر جهان تبدیل شده است. از این منظر تضاد بین جناح های حاکمیت از یکسو شدت بیشتری بخود گرفته است واز سوی دیگر بر فعالیت های آلترناتیوهای بورژوازی پرو آمریکایی خارج از حاکمیت هم  تاثیر گذارده است. 

  تسخیر از درون یا حمله از خارج مثل حمله به عراق و افغانستان! در این سال ها استراتژیست های آمریکایی را در کاخ سفید به خود مشغول داشته است. سیاست دوپهلوی راس نظام و هم به نعل وهم به میخ زدن از یکسو وگسترش قدرت نظامی خود زمینه را برای این دوگانگی سیاست آمریکا فراهم ساخته است. بخصوص اینکه حملات مستقیم وجنگ در عراق و افغانستان برای آمریکا و متحدان ناتو گران تمام شده است. با حرکت های اخیر رضا پهلوی  که دست همکاری با نیروهای داخل حکومتی دراز کرده است بنظر می رسد کاخ سفید بایدن امید به رژیم چنج از داخل بسته است. بایدنی که در قبل از انتخاب شدن حرف از بازگشت به برجام را میزد امروز پس از بیش از یکسال مذاکره و افزایش تحریم ها بر ایران مدعی است اول ایران باید به تعهداتش عمل کند تا آمریکا به برجام برگردد. آنهم برگشتی موقتی تا عمر دولت بایدن . 

ذهنی گری بازهم شکست – 

دولت های آمریکا و ایران. سیاست های داخلی شان منطبق با آرزوهای خارجی شان نیست و درست بهمین دلیل با شکست روبرو خواهند شد. خامنه ای و بایدن هردو  طرفدارانشان به حد اقل رسیده اند . تضاد در میان طبقه حاکم شدید است تا حدی که کار شکنی می کنند. از میان سه نفر دموکرات دونفر مخالف نامزدی مجدد بایدن برای ریاست جمهوری اند. از هم اکنون نشانه های زیادی هست که بایدن  شانس بار دوم رئیس جمهور شدن را  ندارد. از سوی دیگر  دیکتاتوری ولایت فقیه سر جایش با زور همچنان باقی است. سیاست محاصره ایران، اجرای سیاست های تروریستی در داخل توسط اسرائیل ،پشتیبانی از اپوزیسیون های بورژوازی مانند مجاهدین و رضا پهلوی  بر مسلح شدن بیشتر رژیم ایران تا حد  توانایی یافتن ساخت بمب هسته ای و تشدید سرکوب نیروهای کارگری وتوده ای سوق داده است. تضاد  میان حکومت های ایران وآمریکا، تضاد میان جناح های مختلف بورژوازی که گاهی تا حد نابودی همدیگر می روند برای پرولتاریای ایران در اوضاع کنونی  بخاطر ضعف تشکیلاتی و نبود یک حزب سیاسی پیشقراول پرولتاریایی سودی در بر ندارد، برعکس باعث هرج ومرج بیشتر در جامعه کنونی می شود و بر قدرت سرکوب حکومت به بهانه خطر خارجی می افزاید.

حزب ما که هیچگاه خیال واهی نسبت به امپریالیسم و نیروهای وابسته به آن نداشته است سیاست های تحریم های حد اکثری توسط کشور های امپریالیستی را محکوم کرده، اپوزیسون های بورژوازی وابسته به اسرائیل و آمپریالیسم آمریکا را ضد منافع مردم واکثریت عظیم توده های زحمتکش ایران می داند و مبارزه علیه نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی را همچنان بعنوان وظیفه مرکزی خود در دستور دارد. رژیم جمهوری اسلامی عملن جامعه ایران را به لبه پرتگاه فرو پاشی کشانده است وشرایط را برای  شکست خود و قدرت گیری جناح بورژوازی طرفدار آمریکاهر روز بیشتر فراهم کرده است.بنا براین طبقه کارگر ایران در مبارزه جاری روی دو پا خط مشی سیاسی عمومی خود را استوار کرده است. مبارزه با ارتجاع داخل را جدا از مبارزه از امپریالیسم نمی داند و در پیشبرد این خط مشی عمومی روی استقلال واتکا به نیروی خود پافشاری می کند .

ایران باید بماند، ایران باید مستقل و بدور از هرگونه سلطه خارجی با اتکا به نیروی خود باید همچنان پر قدرت از مرزهای خود دفاع کند، هرگونه تجاوزی را به خاکش  در هم شکند. برای تحقق چنین سیاستی  باید کارگران و زحمتکشان حق آزادانه متشکل شدن را داشته باشند، مشکل معیشتی، مسکن ،بهداشت ،آموزش توده ها ریشه ای حل شود.دیکتاتوری ولایت فقیه کنونی بهیچوجه  با چنین سیاستی خوانایی ندارد، ضد آنست و عملن در این چهار دهه  نشان داده است چگونه قدم به قدم ضد مردم عمل کرده است و امروز با خشم نارضایی اکثریت مردم روبروست. برای مقابله با امپریالیسم جهانی و توطئه تجزیه ایران و یا رژیم چنج از طریق کودتا تنها یک راه موجود است گسترش تشکلات مستقل کارگری وتوده ای ، آزادی کلیه زندانیان سیاسی، آزادی کامل پوشش برای زنان و اجرای حق بلامنازع زنان در برابری با مردان، اجرای فوری وبدون قید شرط حق تدریس به زبان های ملی ، سازماندهی اداره شورایی از پائین کلیه واحد های تولیدی و……..

محسن رضوانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *